كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

79

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

براى زائرين ايجاد كرده بود . مراسم طواف ، گوئى به اعراب نوعى مركزيت براى مراجعه به خود و پيدا نمودن واقعيت‌هاى ابدى زندگانى اهدا مىكرد . خود معبد ( خانه كعبه ) احتمالا نمايانگر جهان بود . چهارگوشه آن نشانى از چهار سوى دنيا ( شمال ، جنوب ، شرق ، غرب ) و دائره دور آن از نامتناهى بودن گردش زمان و ابديت حكايت مىكرد . طواف ، گرديدن به دور يك مركز ، چه از ديدگاه مادى و چه از نظر معنوى ، به معناى بازگشت به ابتدا است . يعنى در انتهائى شما به ابتدا مىرسيد و هر پايانى به معناى شروع جديدى است . در مركز دايره ابديت قرار دارد كه همه چيز و همه كس به دور آن مىچرخند ، ولى هيچ‌كس نمىتواند آن را بفهمد و يا درك كند . با چرخيدن به دور آن هر زائرى نهايتا خود را با گردش جهان همساز نموده و مركزيت درونى خود را پيدا مىنمايد . به‌هرحال ، طواف را مىتوان نوعى تأمل « 1 » به حساب آورد . اكثر مراكز مقدس در سراسر جهان ، مركز دنيا به حساب مىآيند و زائرين آنها بر اين باورند كه اين مراكز با نيروهاى معنوى آغاز آفرينش انباشته گرديده و با گرديدن به دور آنها در حقيقت خود را به قدرت لايزال ابدى نزديك مىسازند . طبيعتا همه انسان‌ها به اين‌چنين مراسم مذهبى نيازمندند ، آنها با اين تمرينات عادات درون خود را تغيير داده ، براى مثال حس خدمت كردن به ديگران ، و احترام به هم نوع را در خود زنده مىسازند . متأسفانه در جوامع بىدين امروز اين نوع مراسم كاملا اختيارى بوده يا كلّا به فراموشى سپرده شده است . در دنياى ما ، هنرمندان هستند كه به خلق نمادهائى كه بتواند به درك ابعاد ديگر زندگى كمك كند مىپردازند . اما در مراسم حج و طواف ، اعراب براى درك واقعيت‌هاى ماوراء عقل نوعى از نمايش هنرمندانه را ، كه كسى نمىتواند آن را تفسير كرده و در غالب جملات ادا نمايد ، به نمايش مىگذارند . شايد آنها به‌طور صامت ، ولى در عمق وجود خود ، با اين اعمال به نوعى شهود فكرى دست پيدا مىكنند كه ما غربيان از درك آن عاجز هستيم . در دنياى مسيحيت ، بخصوص در پروتستان‌ها ، بسيار مشكل

--> ( 1 ) - Meditation