كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

75

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

واجد شرايط انتخاب مىشد . همين تساوى بشرى عميق و قوى مشخصهء روح اسلامى بود و از مواريث دينى ، سياسى و حتى هنرى و ادبى آن خبر مىداد . اما قبيله داراى اخلاق غيرمتمدنانه بود . فقط قوى حق حيات داشت و ضعيف حذف مىشد و به شدت به استعمار گرفته مىشد . كشتار كودكان وسيله معمولى كنتزل جمعيت بود : دختربچه‌ها بيش از پسر بچه‌ها زنده به گور مىشدند و ، چون هيچ قبيله‌اى نمىتوانست حافظ بيش از تعدادى زن‌ها باشد ، دختربچه‌ها با بىرحمى كشته مىشدند . در واقع زنان ، همچون بردگان ، داراى هيچ حق انسانى يا قانونى نبودند و در رديف اموال منقول مردان قرار داشتند . با آنان به طرز وحشيانه‌اى برخورد مىشد و تنها وسيله‌اى براى ارضاء شهوات جنسى مردان محسوب مىشدند . به‌هرحال ، چون زن قسمتى از دارائى مرد به حساب مىآمد و ازدواج با زنان فقير در حقيقت تنزل درجه مردان را به همراه داشت ، مال و دارائى به‌طور رسمى به زنان به ارث مىرسيد بدون آنكه بتوانند از آن براى رسيدن به قدرت استفاده نمايند . مردان هم اغلب براى دسترسى به اموال موروثى زنان با آنان ازدواج مىكردند . عجيب نيست كه اعراب جايگاهى براى مسائل دينى قائل نبودند ، زيرا نمىتوانستند هزينه چنين نظامى را به عهده گرفته و مخارج مبلغين ، راهب‌ها يا جادوگران سنتى را تامين نمايند . در عوض ، در قبيله شعرا جايگاه بسيار والائى داشتند و شعر آيه‌هايى جادوئى و مقدس شمرده مىشد . شعراء به جاى پرداختن به افسانه‌هاى باستانى خدايان و توجيه راه‌هاى اين خدايان براى ارتقاء روح و فكر ، با پرداختن به جنگ‌ها و انگيزه دادن به مردان براى پيروزى و كوچك نمودن شكستها ، در واقع ، قانون « مروّت » را بسط مىدادند . شاعرى مقامى بسيار بالا محسوب مىشد و از آنجا كه بىسوادى قانون حاكم بر شبه‌جزيره بود شعراء اكثرا اشعار خود را با صداى بلند براى مردم مىخواندند . چون اعراب به « جنّ » ، نوعى روح كه تواناى بر تسخير روح انسان‌هاست ، معتقد بودند شعر را نوعى الهامات ما فوق بشرى مىدانستند و آن را به وسيله‌اى جادوئى براى مبارزه با « جنّ » مبدل كرده بودند . احساس تسخير شدن به وسيله ارواح يا قدرت‌هاى ما فوق بشرى به‌طور طبيعى در همه جوامع بشرى وجود داشته و دارد ، ولى در عربستان آن روز ، شعرا ، به عنوان مظاهر مقابله با اين ارواح يا قدرت‌هاى خبيث ، نقش پيامبران و مبلغين دين را بازى