كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

49

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

سنتى آنان را اشغال كرده است ، حتى مبلمان منازل آنها هم به كلى تحت تسلط فرهنگ آزاردهنده غرب قرار گرفته است . در اين مورد آنها سعى در بازگشت به ريشه‌هاى اصلى خود دارند ، تا بدين وسيله هويت تهديد شده خود را باز يابند . اما در هر منطقه نوع اسلام براساس تاثير سنّتهاى محلى ، كه ريشه دينى نيز ندارد ، تغيير يافته است . مايكل گيلسنن « 1 » در كتاب كلاسيك خود ، شناخت اسلام ، دين و جامعه در خاورميانه « 2 » ، چنين بحث مىكند : تفاوت‌ها آنچنان از منطقه به منطقه فاحش است كه شما لفظ اسلام يا اصول‌گرائى را به عنوان تعاريف دقيقى براى حركت مردم در خاورميانه در دوره پس از استعمار نمىتوانيد به كار ببريد . اين پديده ، خيلى پيچيده‌تر از تصويرى است كه توسط وسائل ارتباط جمعى بحث و انتشار مىيابد . خيلى از مسلمانان گويا همان تجربه شهداى قرطبه را تكرار مىكنند . آنها احساس مىكنند كه فرهنگ و ارزش‌هاى سنتى آنان توسط يك قدرت خارجى پايمال گرديده است . ما هم پيوسته ، به خاطر وحشت خودمان ، سناريوهاى جديدى را براى ابراز نفرت درونى خود از اسلام ايجاد مىكنيم . در دهه 1970 ، غرب از ثروتمند شدن شيوخ عرب به خاطر برخوردارى از نفت ، و در دهه 1980 پس از روى كار آمدن آيت اللهى اصول‌گرا ، به وحشت افتاد . از زمان ظهور سلمان رشدى ، اسلام تبديل به دينى شد كه فقط تخم ضديت عليه خلاقيت و هنر و آزادى مىكاشت . اما اين تصورات مانع آشكار شدن حقيقت نمىگردد . حقيقتى كه هر روزه پيچيده‌تر مىگردد ، ولى مردم را از بدور ريختن قضاوت‌هاى نادرست بازنمىدارد . رعنا كعبانى به دو نقل قول از فىولدون « 3 » و كونر كروزابراين « 4 » اشاره دارد . ولدون « 5 » در كتاب گاوهاى مقدس « 6 » كه در حمايت از رشدى انتشار يافت مىنويسد : من ( نويسنده ) فقط مىتوانم بگويم كه اين بيان با هيچكدام از تحقيقات من در مورد قرآن و تاريخ اسلام همخوانى ندارد ؛ ولى آقاى ابراين حتما ، با اتكا بر اين

--> ( 1 ) - Micheal Gilsenan ( 2 ) - Recognizing Islam . Religion and Society in the Middle East ( 3 ) - Fay Weldon ( 4 ) - Conor Cruise O'Brien ( 5 ) - Weldon ( 6 ) - Sacred Cows