كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

39

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

وجود آورد : او سعى نمود افسانه‌هاى مختلف راجع به خلقت در متون اسلامى را دسته‌بندى نموده و هركدام را به منبع خاصى ارجاع دهد . اين نوع دسته‌بندى بسيار سالم‌تر از تفسيرهاى قبلى بود ، ولى باز هم متأسفانه مىبينيم كه او در تعريف ماهومت « 1 » چنين مىنويسد : اين ماهومت ، شياد ، نويسنده و بنيانگذار عقايد ضد مسيح است ، و به عنوان يك دين به مردم معرفى شد . ما پيروان او را منسوب به محمد « 2 » مىناميم . مفسرين و مبلّغين كتاب محمد ( قرآن ) دقيقا همان مطالبى را عنوان مىكنند كه توسط آريائىها « 3 » ، پالينيست‌ها « 4 » ، و پاليسينىها « 5 » و ساير اقوام ضد مسيح ، براى كندن لباس تقدس از تن مسيح ، ارائه گرديده است . . . 23 اگرچه هربلوت از نام صحيح و اصلى دين محمد ( ص ) باخبر بود ولى باز هم پيروان او را محمديان ناميده و دين او را نيز جزئى از عقايد تحريف شده مسيحيت مىديد . در همان سال ، شرق‌شناس معروف انگليسى ، همفرى پريدوكس « 6 » ، كتاب مشهور خود ، ماهومت : ماهيت واقعى يك جادوگر « 7 » ، را منتشر نمود . خود عنوان كتاب به تنهائى فوران تعصبات قرون وسطائى را در شخص نويسنده ظاهر مىسازد . اگرچه او در كتاب خود سعى مىكند روشنگرى بهترى نسبت به اسلام ارائه دهد ، ولى از آنجا كه او نوشته‌هاى ريكولدو دمونته كروس را به عنوان منبع كتاب خود در نظر مىگيرد ، باز هم در سراسر كتاب ، با همان خرافات و تعصبات قرون وسطائى دست به گريبان است . او به عنوان يك نويسنده منطقى ادعا مىكند كه نه تنها اسلام چهره‌اى منحرف شده از مسيحيت است ، بلكه خطاكردن در تفاسير هر دينى ، حتى مسيحيت ، را نيز مىتواند به چنين مهلكه‌اى دچار كند ، مگر آنكه آن دين برپايه استدلالات دقيق عقلى و منطقى استوار باشد . عصر خرد و منطق ، قاعدتا ، بايد مردم اروپا را از تعصبات خشك مذهبى دوران جنگ‌هاى صليبى جدا ساخته باشد ؛ با

--> ( 1 ) - Mahomet ( 2 ) - Mohammadan ( 3 ) - Arians ( 4 ) - Paulianists ( 5 ) - Paulicians ( 6 ) - Humphry Prideaux ( 7 ) - Mahomet : The True Nature of Imposture