كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

334

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

سياست صلح‌طلبى محمد ( ص ) نبود . در ظرف چند سال ، بت‌پرستى در مكه ريشه‌كن گرديد و بعضى از دشمنان بسيار متعصب ، نظير عكرمه و سهيل ، نيز به مسلمانانى متعهد و فداكار تبديل شدند . شادمانى محمد ( ص ) زمان زيادى طول نكشيد ، وقتى كه شنيد هوازن در طائف آماده جنگ شده‌اند . محمد ( ص ) ، بلافاصله پس از فتح مكه ، خالد بن وليد را براى نابودى بت عزّى به نخله اعزام داشت و پس از آن نيز قصد داشت على ( ع ) را براى منهدم نمودن معبد « منات » به هذيل بفرستد . قبيله ثقيف و متحدان آنها معتقد بودند كه « لات » نبايد منهدم گردد و با 20000 جنگجو آماده دفاع از آن گرديدند . اوضاع بسيار بحرانى بود و با كوچك‌ترين اشتباه همه چيز از دست مىرفت . اما قريش آمادگى خود را براى يارى محمد ( ص ) اعلام داشت . طائف و هوازن دشمنان قديمى آنها به شمار مىآمدند . محمد ( ص ) ، فاتح مكه ، يك شبه به قهرمان شهر تبديل گرديد . دو سپاه در ژانويه 630 در درّه حنين رو در روى يكديگر قرار گرفتند ، درست دو هفته پس از فتح مكه . در اين جنگ نيز با آنكه در ابتدا مسلمانان ضعيف جلوه‌گر شده بودند ، ولى سرانجام با يك حمله وسيع و از جان‌گذشتگى بسيار بالا دشمن را وادار به فرار نمودند . بعضىها به كوه‌ها پناهنده شده و گروهى نيز به داخل قلعه شهر طائف رفتند . محمد ( ص ) ابتدا مىخواست كه شهر را محاصره نمايد ، ولى خيلى زود متوجه شد كه تسخير آن عملى نيست ، پس آن را به بعد واگذار نمود . تقسيم غنائم پس از جنگ حنين ، واقعه بزرگى بود كه در آن تنش‌هاى درون امت آشكار گرديد . براى اثبات برترى در رقباى سابق خود ، محمد ( ص ) براى ابو سفيان صفوان و سهيل هركدام سهم عمده‌هاى از غنائم را در نظر گرفت . صفوان به قدرى از اين حركت خشنود گرديد كه بلافاصله اسلام آورد . او فرياد برآورد : من شهادت مىدهم كه هيچ روحى جز روح بلند پيامبر نمىتوانست چنين بخششى داشته باشد . 50 سهيل نيز مسلمان شد . او كه همواره مرد مذهبى به شمار مىرفت ، بعدا در رديف متعصب‌ترين مسلمانانى شد كه در اين دوره به اسلام گرويده بودند . انصار كه از اين حركت پيامبر دلسرد گرديده بودند با خود فكر مىكردند كه پيامبر اوس و خزرج را كه در اوج نااميدى به او پناه داده بودند به دست فراموشى سپرده است . محمد ( ص ) اين مسأله را با يك سخنرانى كه در آن از زحمات انصار و مدينه