كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

322

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

احترامى را كه براى او قائلند براى پيامبر هم قائل باشند . سپس به پرده‌ها نزديك و با صداى بلند و خشن خود گفت : اى دشمنان خود ، آيا شما از من مىترسيد و از پيامبر خدا نه ؟ يكى از همسران پاسخ داد : « مطمئنا ، چون شما از پيامبر خدا خشن‌تر هستيد » . 38 عمر بخصوص نگران دختر خود حفصه بود ، كه مبادا از كنترل خارج شود . به همين دليل مرتب او را نصيحت مىنمود كه بايد واقع‌بين بوده و براى مثال قبول نمايد كه عايشه از او زيباتر است . ولى حفصه به قدرى حسادت مىورزيد كه دائما از محمد ( ص ) درخواست مىنمود كه مريم را ملاقات ننمايد . گوئى پيامبر نيز قولى در اين مورد به او داد ، ولى در عمل پيشرفتى در اين كار حاصل نگرديد . با تحريك عايشه و حفصه ، زنان پيامبر دائما در حال بدگوئى و سرزنش مريم بودند و آنچنان فضاى خانوادگى پيامبر را آشفته و غيرقابل تحمل نمودند كه پيامبر تصميم گرفت به مدت يك ماه همه آنان را تحريم نمايد . ولى ، مانند همه حرم‌ها ، اين دسته‌بندىهاى داخلى بر روى ساير افراد امت نيز تأثير خود را مىگذارد . پس از پيروزى خيبر ، مسلمانان از رفاه بيشترى برخوردار گرديدند . عايشه نقل مىكند كه قبل از پيروزى خيبر او معناى خوردن يك سبد پر از خرما را نمىدانسته است . اما اين ثروت جديد مشكلات خود را نيز به همراه داشت . زارعين جايگاه بهترى را مىطلبيدند ، گروهى نيز سهم بيشترى از غنائم را مىطلبيدند . در اين ميان ، زنان حرم نيز تقاضاى دريافت هداياى بهترى را داشتند . هدايائى كه بيشتر سهم فقرا مىگرديد . محمد ( ص ) به شدت از اين افت معنوى در ميان امت و بخصوص حرم خود نگران بود . اين مسأله در تصويرى كه عمر از مسأله تحريم زنان بيان مىكند روشن است . مسلمانان با شنيدن مسأله تحريم به دور مسجد جمع شده و در حالت نگرانى چشم به اطاق كوچكى بر پشت‌بام مسجد انداخته بودند كه محمد ( ص ) به تنهائى در آن پناه گرفته بود . عمر به خاطر مىآورد كه فردى آنچنان با عجله به منزل او آمد و به كوبيدن در پرداخت كه او فكر كرد قبائل شمالى به محاصره مدينه پرداخته‌اند . قضيه از اين هم فاجعه‌انگيزتر است ، او فرياد برآورد : محمد ( ص ) زنان خود را تحريم نموده است . اين كاملا يك مشكل داخلى به شمار مىرفت . ازدواج‌هاى محمد ( ص ) كه به