كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
298
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
مكه و مدينه در ده سال آينده منعقد گرديد ، با اين شرط كه محمد ( ص ) كليه مسلمانان را كه بدون اجازه سران قريش به مدينه هجرت نمودهاند به مكه بازگرداند . ولى قريش مجبور به بازگرداندن هيچ مسلمانى كه از مدينه گريخته باشد نخواهد بود . نهايتا ، كليه قبائل بدوى نيز از تعهدات سابق خود مبرا گرديده و حق دارند مجددا با هريك از دو طرف معاهده همكارى و پشتيبنى برقرار نمايد . قرآن نيز چنين مشخص مىكند كه مسلمانان بايد براى متاركه و كوتاه نمودن جنگ از هر پيشنهاد دوستى استقبال نمايند . در اين پيمان صلح ، به نظر مىرسيد كه محمد ( ص ) از مزاياى سياسى انجام مراسم حج دست برداشته و به اصطلاح كوتاه آمد . پيمان متاركه جنگ به معناى اين بود كه مسلمانان ديگر حق حمله به كاروانهاى قريش را نداشتند : چگونه امت مىتوانست بدون حمله به كاروانها معاش خود را تأمين نمايد و چرا محمد ( ص ) محاصره اقتصادى قريش را كه در اين چند سال گلوى آنها را به شدت فشرده و انحصار تجارت را از دست آنها بدر آورده بود ، رها مىكرد ؟ كسى نمىتوانست پاسخ گويد . از همه مهمتر اينكه چرا محمد ( ص ) قبول كرده بود تا مسلمانان قريش را به مكه بازگرداند ، درحالىكه آنها اجبارى بر بازگرداندن مسلمانان فرارى نداشتند ! به نظر مىرسيد كه محمد ( ص ) جهاد را كه گروه بىشمارى از مسلمانان در آن راه جان باخته بودند ترك كرده و به سود مكه كنار نشسته است . ابن اسحاق نقل مىكند : مسلمانان كه با اتكا به رؤياى پيامبر فتح مكه را قطعى مىشمردند با اعلام صلح حديبيه و قبول شرائط قريش توسط محمد ( ص ) تا حد مرگ احساس سرخوردگى و نااميدى مىكردند . 10 از همه بدتر اينكه شورش و سرپيچى بر هواى اردوگاه سايه افكنده بود . پيمان صلح خارج از ظرفيت عمر بود . او برخاست و به دنبال ابو بكر رفت . مگر نه اينكه ما يكتاپرست و آنها بتپرست هستند ، چرا ما بايستى با چيزى كه خلاف خواسته دين ما است موافقت نمائيم ؟ 11 ابو بكر پاسخ داد : من نيز به لرزه درآمدهام ولى هنوز هم به محمد ( ص ) ايمان كامل داريم . عمر گفت : اگر من يكصد نفر همراه پيدا كنم مطمئنا از امت جدا خواهم شد . « 1 » اما آينده ثابت كرد كه محمد ( ص ) بسيار دور تر از
--> ( 1 ) - عمر سخن ديگرى نيز به ابو بكر گفت . طبق تواريخ اهل سنت ، عمر بعدها در اعتراض به صلح پيامبر گفت : « ما