كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

277

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

مزه‌مزه مىكرد . چنين كارى از نظر روش جنگى اعراب ، غيرعربى و از لحاظ فكرى و تجربى ، مخالف تمام روش‌هاى جنگى سنتى آنان بود . در چند مورد عكرمه سعى كرد با يك گروه شجاعت خود را به نمايش بگذرد ، ولى موفق نشد و آنها به اصطلاح عاميانه كم آوردند : « بعضى از سوار نظام قريش . . . زره پوشيده و به جايگاه افراد ( قبيله بنى كنانه ) در سپاه رفته و گفتند براى جنگ آماده شويد ، امروز خواهيد ديد كه جنگجوى واقعى كيست . آنها نيز حمله كرده و تا لبه خندق آمدند . چون به آنجا رسيدند با تعجب اظهار داشتند : اين ابزارى است كه اعراب هيچگاه از آن استفاده نكرده‌اند » . 56 آنها تصميم گرفتند كه روش زيركانه ديگرى را در پيش گيرند و از قبيله بنى قريظه در جنوب مدينه بخواهند كه به آنها اجازه دهند تا از آن طريق وارد مدينه گردند . در ابتداى آن سال ، حىّ بن أخطب ، رئيس قبيله تبعيد شده بنى نضير كه در خيبر زندگى مىكرد ، به ملاقات ابو سفيان رفته و به او قول داده بود تا در حمله به محمد ( ص ) به او كمك نمايد . او به همراه صفوان به كعبه رفت و در آنجا قسم ياد كرد كه تا نابودى كامل امت از پاى ننشيند . ابو سفيان از فرصت استفاده كرده و نظر او را در مورد ادعاى محمد ( ص ) درباره دين جديد پرسيد : « شما يهوديان صاحبان اولين كتاب آسمانى هستيد و كاملا به تعارض ما با محمد ( ص ) آشنائى داريد . به نظر شما دين ما بهتر است يا دين او ؟ حىّ جواب داد كه مطمئنا دين قريش بهتر است . مسلمانان اين جواب را بسيار توهين‌آميز يافتند . 57 يهوديان خيبر نيز سپاه بزرگى به مدينه فرستاده بودند و از طرفى نيز كليه قبائل شمال مدينه را با دادن رشوه حاضر به همكارى با ابو سفيان نموده بودند . براى اين كار آنان وعده نصف محصول خرماى آن سال خود را پيشنهاد نموده بودند . بنابراين قبائل اسد ، غطفان و سليم نيز همگى سپاهيان خود را براى كمك به ابو سفيان اعزام داشته بودند . حال ، حىّ ، مذاكره با بنى قريظه را به عنوان راه‌حلى براى اتمام كار مسلمين پىگيرى نمود . او مىخواست كه آنها يا از پشت سر به مدينه حمله كنند يا به دو هزار نفر از جنگجويان بنى نضير و غطفان اجازه حمله به قلعه‌هاى مسلمانان در جنوب را بدهند تا آنان زنان و بچه‌هائى را كه در درون اين قلاع پناه گرفته بودند از دم تيغ بگذرانند . يهوديان دودل بودند ، آنها ديده بودند كه بر سر يهوديان قينقاع و بنى نضير چه آمد ، ولى بعضى از آنها نيز