كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
269
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
سؤال قرار مىگرفتند . به خصوص عايشه از نظر سياسى بسيار مهم شد تا جائى كه در سال 656 هدايت يك شورش عليه على ( خليفه چهارم ) را به عهده گرفت . به نظر مىرسد بعدها ساير زنان مسلمان كه نسبت به همسران محمد ( ص ) حسودى مىنمودند با زدن روبند مىخواستند ايمان خود را به پيامبر اثبات كرده و وانمود نمايند كه چيزى از همسران پيامبر كم ندارند . فرهنگ اسلامى ، فرهنگ مساوات و برابرى است . بنابراين بىمعنى به نظر مىرسد كه فقط همسران پيامبر بدين وسيله متمايز و مجزا از ساير زنان گردند . بنابراين اكثريت زنان مسلمان انتخاب حجاب را به عنوان مظهرى از تمايز و قدرت زن مىبينند و نه نشانهاى از حاكميت مرد . به همين دليل ، در زمان جنگهاى صليبى ، زنان مسيحى با مشاهده قدر و منزلت زنان مسلمان ، به استفاده از حجاب روى آوردند تا بدين وسيله به مردان خود تفهيم نمايند براى آنان جايگاهى مانند زنان مسلمان قائل باشند . هميشه درك و تمرين فرهنگهاى ديگر بسيار مشكل است . در اروپا تازه متوجه شدهايم كه بيهوده فرهنگهاى ممالك تحت سلطه يا همپيمان خود را كمارزش نمودهايم . بسيارى از زنان مسلمان كه چنين مورد حمله يكطرفه طرفداران آزادى مطلق زن قرار مىگيرند ناراحت و افسرده مىگردند . اكثر اديان ، گرايش شديد به مرد سالارى داشتهاند ، ولى بسيار دور از انصاف است اگر بخواهيم مردسالارى اسلام را از ديگر اديان شديدتر و يكطرفهتر ببينيم . اتفاقا در قرون وسطى قضيه معكوس بود ، مسلمانان از روش برخورد جنگجويان صليبى با زنان خود به وحشت افتاده بودند و ، در مقابل ، مسيحيان نيز مسلمانان را به خاطر دادن ارزشهاى بالاى اجتماعى به زنان و بردگان مورد شماتت قرار مىدادند . امروزه اگر زنان مسلمان به پوشش اسلامى روى مىآورند ، نه به خاطر شستشوى مغزى از جانب يك دين يكسونگر است ، بلكه آنان با پوشيدن اين لباسها به فرهنگ سنتى خود رجعت نموده و از اين بابت احساس افتخار و رضايت مىنمايند . اين كار در حقيقت نوعى مخالفت با فرهنگ امپرياليستى غرب است كه ادعا دارد فرهنگهاى ملل مختلف را بهتر از خود آنها مىشناسد . در ژانويه 627 ، درست پس از صدور فرمان حجاب براى همسران پيامبر ، حادثه دردناكى نشان داد كه چگونه شايعهپراكنى در مورد خانواده پيامبر مىتواند موقعيت اجتماعى او را به خطر افكند . محمد ( ص ) سپاهى براى جنگ با بنى المصطلق ،