كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
252
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
قريش به تدارك جنگ سرعت بخشيدند ، ولى زمان آن را به بعد از فصل زمستان موكول نمودند . سرانجام در يازدهم مارس 625 ، سه هزار مرد جنگى ، سه هزار شتر و دويست اسب مكه را به طرز باشكوهى به طرف مدينه ترك نمودند . آنان به وسيله متحدين صحراگرد خود ، احابيش ، ثقيف از طائف ، و عبد منات همراهى مىشدند . در بيست و يكم مارس سپاه به مدينه وارد شده و در شمال غربى در پاى كوه احد اردو زد . محمد ( ص ) و يارانش از حركت سپاه قريش فقط يك هفته پيش از آن باخبر شده بودند . بنابراين فرصتى براى جمعآورى محصولات نبود ، فقط توانستند مردم پراكنده در مزارع و احشام آنان را به داخل شهر آورده و امنيت آنان را حفظ نمايند . به محض ورود سپاه دشمن ، شوراى جنگى رؤساى مدينه تشكيل شد . با تجربهترها احتياط شديدى را پيشنهاد مىنمودند . همه بايد در داخل شهر بمانند و از رفتن به بيرون شهر خوددارى نمايند . چون حفظ يك محاصره معمولا در عربستان كار دشوارى بود ، سابقه نشان مىداد كه دشمن پس از مدتى محاصره را ترك كرده و باز خواهد گشت . اما جوانترها با اين ايده مخالف بوده و مىگفتند : حال كه با يارى خداوند در بدر با 350 نفر قريش را شكست داديم ، پس حتما باز هم خداوند ما را يارى خواهد نمود . اين گروه به وسيله كشاورزانى كه محصولاتشان در خارج مدينه مانده بود و طاقت ديدن نابودى آن را به وسيله قريش نداشتند ، پشتيبانى مىشدند . بالاخره گروه جوانان پيروز شدند و قرار شد روز و نحوه تداركات جنگ تعيين گردد . ولى بعدا هيجان اين بازىهاى شكارى به خونسردى گرائيد ، به خصوص وقتى اشخاصى مانند سعد بن معاذ اظهار داشتند كه آنها به استقبال يك فاجعه مىروند . آنها قبول كردند كه در شهر باقى بمانند ، ولى محمد ( ص ) بر خلاف انتظار همه دستور داد تا براى جنگ آماده شوند . « زمانى كه يك پيامبر زره جنگ مىپوشد ، شايسته او نيست كه تا خاتمه جنگ آن را درآورد » . 33 هرگونه دودلى در اين اوضاع مىتوانست نابودكننده باشد . بنابراين ، در 22 مارس ، ششم شوال ، محمد ( ص ) اسب مخصوص خود را زين كرده و با هزار مرد به سوى احد شتافت ، جائى كه سپاهى سه برابر سپاه او در انتظارش بود . يهوديان به بهانه عيد روز شنبه از همراهى عذرخواهى نمودند ، ولى مسلمانان مىدانستند كه آنها در حقيقت براى پيروزى قريش دعا