كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

248

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

در حقيقت انتخاب بهترى براى آنان بود ، قبائل يهودى از پشت سر امكان حمله به سپاه اسلام را مىيافتند . محمد ( ص ) دريافت كه بايد اين معضل را پايان دهد . يهوديان مسلمان شده به او خبر دادند كه قبيله كوچك بنى قينقاع به دشمنى با مسلمانان برخواسته‌اند . قبل از هجرت اين قبيله هم‌پيمان ابن ابىّ بود و پس از جنگ بدر تصميم گرفتند كه پيمان خود را با محمد ( ص ) شكسته و مجددا با ابن ابىّ متحد شوند تا بدين ترتيب گروه مخالفان را قدرت بيشترى ببخشند . محدوده زندگى آنها به مركز مدينه نزديك‌تر بود و بر خلاف دو قبيله ديگر كشاورز نبوده بلكه بيشتر به كار آهنگرى و صنايع دستى مشغول بودند . بلافاصله پس از جنگ بدر و ماجراى كعب ، محمد ( ص ) به ديدار اين قبيله رفت و از آنان خواست تا به روش دينى خود به دين اسلام بگروند . يهوديان قينقاع در سكوتى كه با نوعى خشم و سرپيچى درونى همراه بود به حرف‌هاى او گوش كرده و چنين جواب دادند : « اى محمد ( ص ) ما هيچ علاقه‌اى به باقى ماندن در امت نداريم ، تو فكر مىكنى كه ما ملت تو هستيم . خودت را گول نزن . تو در بدر با مردانى روبرو شدى كه هيچ دانشى از جنگ و كارزار نداشتند ، پس بهترين‌هاى آنها را از آنان گرفتى ، اگر ما به اميد خداوند با تو بجنگيم خواهى ديد كه ما بهتر از آنها هستيم » . 32 پس از اين تهديد ، محمد ( ص ) بازگشت و به انتظار اتفاقات جديد نشست . چند روز بعد اتفاقى در بازار قينقاع روى داد . يك طلاساز يهودى شوخى كثيفى با يك زن مسلمان نمود . او دامن زن را از پشت به بالاى لباس او سنجاق زد كه در نتيجه هنگامى كه زن از جايش بلند شد تمام بدن او نمايان گرديد . احساس تنفر آنچنان بين يهوديان و مسلمانان بالا گرفت كه هنگامى كه يكى از انصار با خشم به طلاساز پرخاش كرد نزاع شديدى بين يهوديان و مسلمانان بالا گرفت و در نتيجه يك يهودى و يك مسلمان كشته شدند . چون ضايعات طرفين يكسان بود از محمد ( ص ) خواستند كه به عنوان قاضى بين طرفين حكميت نموده و صلح را برقرار نمايد . اما يهوديان از قبول اين داورى سرباز زدند ، سپس به درون قلعه خود رفته و از متحدان خود درخواست كمك جنگى نمودند . قينقاع حدود 700 مرد جنگى داشت و اگر متحدانش به او پاسخ داده و نيروى كمكى ارسال مىداشتند ، محمد ( ص ) به هيچ‌وجه قادر به شكست آنان نبود . ابن ابىّ كه براى كمك به قينقاع مردّد بود