كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

243

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

اسراى بدر اشخاص گمنامى نبودند ، بيشتر آنها دوستان و اقوام مهاجرين به شمار مىرفتند . سوده ، همسر محمد ( ص ) همين‌كه پسر عمو و شوهر خواهر خود سهيل را ديد كه با حقارت تمام دستهايش را از پشت بسته‌اند و در گوشه اطاق سر به زير انداخته است كنترل خود را از دست داد . احساسات سنتى قبيلگى چهره‌اش را برافروخت و اسلام را به فراموشى سپرد . فرياد برآورد : « اى پسر ابو يزيد ، خيلى زود خود را تسليم نمودى . بهتر بود با افتخار مىمردى و در اين حال تو را نمىديدم » . ولى بلافاصله با شماتت همسرش كه از در وارد شده بود به حال اوليه خود بازگشت . « سوده ، آيا تو عليه خداوند و پيامبرش شعار مىدهى ؟ » 29 اما احساسات فاميلى خود محمد ( ص ) نيز برانگيخته شده بود . او آن شب را تا صبح نخوابيد ، نمىتوانست عمو و عموزاده‌هاى خود را در اسارت و ناراحتى ببيند . سحرگاهان دستور آزادى همه اسرا را داد . « 1 » همدردى و رأفت قرآنى به انجام رسيده بود . به همين دليل بعضى از اسرا آنچنان از زندگى خالصانه و برادرانه امت به شعف آمده بودند كه به اسلام گرويدند . از اين ميان داستان اسلام آوردن عمير بن وهب از همه جالب‌تر بود . او كسى بود كه در جنگ بدر قريش را به ترك مخاصمه تشويق مىكرد . پس از جنگ به مكه برگشت ، ولى پسر عمويش صفوان بن اميه او را تشويق كرد تا به مدينه بازگشته و ترتيب قتل محمد ( ص ) را بدهد . اما به محض ورود به مدينه توسط محمد ( ص ) و يارانش دستگير گرديد و او هم به عوض قتل پيامبر مسلمان گرديد . يكى از اسرا ، داماد محمد ( ص ) ابو العاص بود كه در دين پدران خود پايدارى مىنمود . همسر او زينب ، دختر پيامبر ، كه هنوز در مكه زندگى مىكرد ، برادر شوهر خود را همراه با غرامت خواسته شده براى شوهرش به مدينه فرستاد . غرامت شامل پولى بود كه خود او تهيه كرده بود ، به علاوه دستبندى كه متعلق به مادرش خديجه بود . محمد ( ص ) با ديدن دستبند آنچنان احساساتى گرديد كه رنگ از رخسارش پريد . بلافاصله از مسلمانانى كه عاص را دربند داشتند تقاضا كرد كه او را رها كنند

--> ( 1 ) - آرى پيامبر در آن شب از صداى ناله عمويش عباس نخوابيد ، ولى هرگز دستور آزادى اسرا را نداد . هنگامى كه اظهار داشت من ديشب از ناله عمويم عباس نخوابيدم مسلمانان گفتند يا رسول اللّه او را آزاد كنيد ، فرمود : نه ، عباس نيز مانند بقيه اسرا مىباشد ؛ هر تصميمى كه راجع به همه اسرا قطعى شد راجع به عباس هم بايد انجام گيرد و مسلمانان تصميم گرفتند تا در مقابل آزادى اسرا فديه بگيرند ، چنان كه در نوشته‌هاى مؤلف نيز همين موضوع ديده مىشود .