كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
236
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
اعراب معمولا سعى مىكردند از درگيرىهاى بزرگ و بدون نتيجه جلوگيرى نمايند . اصول زندگى قبيلهاى و بروز جنگهاى مداوم ، چنين حكم مىكرد كه تا حد ممكن از كشته شدن افراد قبائل و در نتيجه كم شدن قدرت جنگى آنها جلوگيرى شود . ضمنا بعضى از افراد قريش نيز طبعا راضى به جنگ و كشتن افراد فاميل و قبيله خود نبودند . حكيم بن حزام ، براى مثال ، به قدرى تحت تأثير حرفهاى عمير قرار گرفت كه بلافاصله نزد عتبة بن ربيعة رفت و از او خواست تا از جنگ جلوگيرى نمايد . عتبه حامى بازرگانى بود كه در نخله كشته شده بود ، حكيم از او خواست كه وظيفه انتقامگيرى را شخصا به عهده گرفته و از بروز جنگ جلوگيرى نمايد ، در ضمن آنكه افتخار آن را نيز نصيب خود مىسازد . عتبه از اين پيشنهاد استقبال كرد و برخواست و رو به سپاهيان كرده و چنين گفت : « اى مردم قريش ، به « اللّه » قسم كه با جنگيدن با محمد ( ص ) شما چيزى به جز بدى و كدورت كسب نخواهيد كرد . اگر شما با او نبرد كنيد در آينده به چهرههائى نگاه خواهيد كرد كه پسر يا يكى از اعضا فاميل سببى يا نسبى خود را در اين جنگ از دست داده است » . 17 مردم قريش بهطور كلى مردمانى جنگى نبودند . آنها خيلى براى ميدان جنگ كارآزموده و آماده نبودند و هميشه مذاكره را به جنگ ترجيح مىدادند ، ولى ابو جهل استدلالپذير نبود . فرياد برآورد ، عتبه يك خيانتكار است . او فقط نگران اين است پسرش كه به مسلمانان پيوسته كشته نشود . هيچ عربى چنين خيانتى را نمىتواند تحمل نمايد . ابن اسحاق نقل مىكند كه پس از اين صحبتها شعله جنگ برافروخته گرديد ، همه احساس سرخوردگى مىنمودند ، و بنابراين سرسختانه به احساسات شيطانى و انتقامجوئى خود قوت مىبخشيدند . 18 مسلمانان هم طالب جنگ نبودند ، ولى حال كه مسأله مرگ و زندگى پيش آمده بود آنان نيز شديدا احساساتى شده بودند . محمد ( ص ) از اندازه سپاه مكه خبرى نداشت « 1 » و آنان را نمىديد ، ولى گويى فكر ديگرى را در سر مىپروراند . دستور داد
--> ( 1 ) - پيامبر در هر جنگى از وضع دشمن اطلاع كامل داشت . در همين جنگ بدر قبل از نبرد يكى از افراد قريش را كه براى آب آوردن رفته بود به نزد آن حضرت آوردند . حضرت از سپاه قريش پرسيد و از پاسخ او دريافت كه سپاه مكه حدود نهصد نفرند و همانگونه كه خود مؤلف در صفحاتى قبل نقل كرد هنگامى كه نام عدهاى از سپاه مكه را شنيد به مسلمين فرمود مكه گلهاى خود را به سوى شما ، فرستاده است .