كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

20

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

ممنوعيت تبليغات ضداسلامى توسط مسيحيان تا جائى كه به شخصيت پيامبر اهانتى نمىشد وجود نداشت . حتى در قسمت‌هائى از امپراطورى مىتوان گفت كه نوعى عقايد توأم با شرك نيز رواج داشت . در قرطبه قاضى و امير شهر با وجود بىعلاقگى شديدى كه جهت محكوم كردن پرفكتوس به مرگ داشتند تنها براى اجراى درست قانون مجبور به اين كار شدند . چند روز بعد شش راهب ديگر باز هم در حضور قاضى حاضر شده و به شخصيت پيامبر حمله نمودند . در طول تابستان آن سال پنجاه راهب به مرگ محكوم و به جوخه اعدام سپرده شدند . با اينكه اسقف اعظم شهر قرطبه و شهروندان اسپانيائى اين عمل ( شهادت‌طلبى ) را محكوم مىنمودند ، كشيشى بنام اولوجيو « 1 » و پل‌آلوارو هر دو اعلام نمودند كه اين شهدا سربازان خداوندند كه در راه او جان مىبازند . اين گروه راهى را انتخاب كرده بودند كه مبارزه با آن براى مسئولين شهر بسيار حسّاس و مشكل بود كه مبادا با كوچك‌ترين خطائى جامعه به آشوب كشيده شود . شهادت طلبان از هر صنف اجتماعى ، زن ، مرد يا كشيش ، راهب ، مردم عامى و اهل علم و تحقيق ، تشكيل شده بودند . اما در اين ميان گروهى از آنان نيز گويى به انگيزه اثبات هويت غربى خود به اين عمل دست مىزدند . بعضى از آنان از خانواده‌هاى مختلط ( مسلمان - مسيحى ) برخواسته بودند و گروهى نيز از اينكه به اجبار به آنان اسامى عربى داده شده « 3 » يا در كارهاى اجتماعى در جاى شايسته‌اى قرار نگرفته‌اند به گروه شهادت‌طلبان مىپيوستند . مسلم است گم شدن ريشه فرهنگى حتى در اين زمان مىتواند به تعارضات اجتماعى ناشى از كج‌فهمى دينى بيانجامد . وقتى مىبينيم هويت فرهنگى و سنتى مسلمانان در غرب و ساير نقاط دنيا شديدا از سوى غرب مورد هجوم قرار گرفته است شايد بهتر باشد كه خاطره شهداى قرطبه را در خود زنده كنيم . به هرحال ، اولوجيو با رفتن به پامپلونا « 2 » ، استان مسيحى همسايه ، كتاب‌هاى فراوانى از آثار ويرژيل « 3 » يونال « 4 » را با خود به قرطبه بازگرداند . او سعى داشت بدين وسيله از عربى شدن فرهنگ مردم اسپانيا جلوگيرى كرده و با ايجاد

--> ( 1 ) - Eulogio ( 2 ) - Pamplona ( 3 ) - Vergil ( 4 ) - Juvenal