كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

223

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

وجود آمده است و حال او به فكر استفاده از دين براى كسب قدرت و موقعيت اجتماعى افتاده است . در هر مورد كه قرآن دستورى صادر نمايد ، باز هم همان جايگاه روحانى و ماورائى پيام را حفظ مىنمايد . شما نمىتوانيد يك آيه از قرآن را پيدا نمائيد كه خدا محورى مبناى صدور آن نباشد . در مورد هر مطلب ، قرآن مسلمانان را به توجه خاصى مىطلبد : آيا آنها حاضر به تسليم به خواست خداوند هستند يا مىخواهند به دنياى محدود نقطه نظرهاى خود برگردند ؟ اگرچه اين آيات گاهى در ترجمه روح معنوى خود را از دست مىدهند ، ولى در بطن اصل عربى آنها شما حتما محتواى الهى آن را مىيابيد . آهنگ و جمله‌بندى عربى همگى الهام‌بخش مىگردند . براى مثال ، در مورد تجارت و بازار ، زمانى كه از معامله با خداوند صحبت مىكند به اين دو كلمه معنائى الهى و مقدس مىبخشد . وحدانيت خداوند حرف اول باقى مىماند : زمانى كه مسلمان آيه‌اى از قرآن را مىخواند ، گوئى تمام آن را در وجود خود احساس مىكند . جملات تكرارى و پى در پى با مفاهيم گنگ و نامفهوم ، كه در ترجمه به نظر مسخره مىرسند ، جملات ديگر را به ذهن آورده و كمك مىكنند شما به منظور اصلى آن نزديك شويد . به همان نسبت كه محمد ( ص ) درگير مسائل اجتماعى شده و به عنوان مدير جامعه جايگاه بزرگ‌ترى پيدا مىنمود ، در درون خود ، عميق‌تر به جستجوى راه‌حل‌هاى مناسب براى حل مشكلات مىپرداخت . اما ، حتى در زمانى كه در اواخر مأموريت خود نقش سياسى پيدا نمود ، پيام اجتماعى او با هدف دينى او هماهنگ بوده و از اهداف مادى يا سياسى تأثيرپذير نگرديد . زمانى كه قرآن مسلمانان را به تفكر و انديشه در آثار خداوند بر روى زمين و آسمان‌ها سوق مىدهد ، بلاشك يك احساس روحانى را در انديشه آنان مىپروراند . ماهىها ، پرندگان ، گل‌ها ، كوه‌ها و بادها هيچ راهى جز تسليم در مقابل خواسته‌هاى خداوند ندارند ، آنها به يك برنامه‌ريزى الهى وابسته هستند . آنها در هر لحظه از وجود خود مظهرى از ظهور خداوند هستند . آنها ، بدون آنكه خود بخواهند يا بدانند ، همگى مسلمانند ، زيرا خود را به خدا تسليم نموده‌اند و به خواست او توانا مىشوند . انسان تنها موجودى است كه خداوند به او اختيار را هديه نموده است . در يكى از زيباترين آيات قرآن ، خداوند اختيار و آزادى را به همه مخلوقات خود