كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

221

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

وسيله پيشرفت و بهبود زندگى آنان را فراهم سازند تا در مجموع انسانيت به نوعى عدالت اجتماعى و مساوات نسبى دست يابد . به دلايل فوق است كه مسأله جهاد را ، كه به جنگ مقدس ترجمه شده است ، بايد دقيقا مورد بررسى و دقت نظر قرار دهيم . همان‌گونه كه گفتيم مسيحيت سياست و زندگى سياسى را مسأله‌اى خارج از پوسته دين مىداند : مسيحيان به‌طور عموم موفقيت‌هاى مادى را در رابطه با مسائل معنوى و دينى نمىنگرند . 3 در اروپا ما به تدريج براى كليسا و حكومت دو مقام متمايز و جدا قائل شديم . پس خيلى طبيعى است كه اسلام را به خاطر تداخل دين و سياست سرزنش كنيم . ولى اين تجربه خاص نبايد ما را نسبت به ساير اديان كه تجربيات نوع خود را براى پيشبرد اهداف دينى خود اعمال نموده‌اند دچار حسادت بنمايد . زمانى كه محمد ( ص ) وحى خود را به اعراب ابلاغ نمود ، عربستان به دور از دنياى متمدن قرار گرفته و روند كار سياسى و اجتماعى آن رو به از هم گسيختگى مىرفت . مسيحيت در امپراطورى روم متولد شده بود كه ، به هرحال ، با اعمال زور و قدرت توانسته بود نظم و امنيت اجتماعى خاصى را برقرار نمايد . مسيح و پولس قديس « 1 » نگرانى خاصى در مورد وضعيت سياسى يا اجتماعى مردم زمان خود نداشتند ، زيرا اين مسائل قبلا جايگاه خود را پيدا نموده بودند . در حقيقت ، مسافرت‌هاى تبليغاتى پولس قديس بدون وجود سيستم با ثبات اجتماعى صلح رومى « 2 » امكان‌پذير نبود . اما در عربستان هيچكس بدون داشتن حمايت قبيله‌اى قادر به مسافرت در جاده‌هاى داخل سرزمين خود نيز نبود ، زيرا كشته مىشد . سرانجام مسيحيت دين رسمى امپراطورى روم در اوائل قرن چهارم ميلادى گرديد ؛ با اين حال ، هيچ كس در فكر تعويض زيربنائى سيستم حكومتى و سياسى نبود . آنها فكر مىكردند كه با غسل تعميد ، سيستم اداره حكومت و مردم با عدالت و مساوات بيشتر توأم مىشود . بنابراين ، سياست محدوده و قلمروئى جداى از دين گرديد . « 3 »

--> ( 1 ) - St . Paul ( 2 ) - Pax Romana ( 3 ) - اصولا چون اديان الهى براى تربيت انسان به مقام انسانيت و خليفه اللهى آمده‌اند و از شأن انسان اين است كه در اجتماع زندگى كند و اجتماع نيز قوانين و آداب و نظم و حكومتى را مىطلبد كه بايد همهء اين قوانين در راستاى آن هدف دين باشند ، دين و سياست با يكديگرند و قابل انفكاك نيستند ، نه اينكه در جوامعى كه نظم نباشد از حربهء دين براى نظم و اداره جامعه استفاده كنيم .