كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
198
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
مگر آنكه به اسلام و پيامبر او ايمان آوريد » . 22 در نتيجه همه طائفه بهطور گروهى به اسلام گرويدند . ممكن است كه اين داستان با گذشت ساليان ، اندكى احساسى و رمانتيك شده باشد ، ولى اسلام آوردن سعد اثر بسيار عميقى بر مردم يثرب كه به دنبال دين جديدى براى حل مشكلات لاينحل خود بودند گذاشت ، زيرا او بسيار فعال و مورد قبول اكثريت مردم يثرب بود . زياد طول نكشيد كه در هر خانواده يثرب حداقل يك فرد مسلمان پيدا مىشد . گروه كوچكى از قبيله اوس ، به رهبرى رئيس و شاعر قبيله ابو قيس ابن اسلت ، همچنان در مقابل توسعه اسلام مقاومت مىكردند . شعرا كه در هويت فرهنگى قبائل نقش بسيار حساسى را بازى مىكردند ، به سادگى مىتوانستند شخصيت هركسى را زير سؤال برده و او را پايمال نمايند ، درست همين نقشى كه امروزه وسايل ارتباط جمعى بازى مىكنند . آنان با كار تبليغاتى مىتوانند نقش يك سپاه را براى شكست دشمن بازى نمايند . با توجه به اين نكات مىتوانيم درك كنيم كه چرا محمد ( ص ) تا اين حد از شاعران كه واقعا قصد بىاعتبار كردن او را داشتند ، نفرت داشت . در طول يكسال آزمايشى در يثرب ، ابو قيس دائما افراد طايفه خود را به حفظ دين عربى خود تشويق مىكرد و از رو آوردن به دين جديدى كه ريشه خارجى داشت باز مىداشت . او اصرار داشت كه « اللّه » تنها همان خدائى است كه اهالى يثرب به عنوان خداى واحد مىشناسند : اى خداى مردمان جهان ، مسائلى جدى بروز كرده است . دشوارى و سهولت درهم آميختهاند . اى خداى مردمان جهان ، اگر بر خطا رفتهايم ما را به راه راست هدايت كن . اگر به خاطر تو نبود ما تا به حال يهودى شده بوديم و دين يهوديان آسان نيست . اگر به خاطر تو نبود ما مسيحى مىشديم و حال در ميان راهبان كوه جليله بوديم . اما زمانى كه ما را خلق كردى ، ما حنيف خلق شديم ؛ دين ما از دودمان ماست . ما شترهاى قربانى را به صف مىآوريم كه بر آنها لباس پوشاندهايم اما شانههايشان لخت است . 23 اين مسأله تعجبآور نبود كه قيس دين محمد ( ص ) را در ارتباط با ساير صاحبان كتاب مىديد . از زمانى كه محمد ( ص ) در عقبه اول با اهالى يثرب پيمان بست ، به تبليغ و اشاعه يك سلسله از فرائض دينى شبيه آنچه يهوديان انجام مىدادند