كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
177
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
در روز موعود زهير پيراهن بلند سفيدى پوشيد و باشكوه خاصى شروع به طواف كعبه نمود . در پايان طواف به جلو آمد و در مقابل ريش سفيدان قريش اظهار داشت : چگونه شما مىتوانيد اينچنين شاهد رنج بردن هاشم و آل مطلّب باشيد ؟ ابو جهل با عصبانيت مخالفت كرد ، ولى چهار مرد ديگر به پشتيبانى او ( زهير ) برخاستند . در نهايت ، مطعم به درون كعبه دويد تا عهدنامهاى را كه طوائف امضا كرده بودند بياورد . در نهايت شگفتى و حيرت همه ديدند پوستى كه بر روى آن عهدنامه نوشته شده بود كاملا توسط كرمها خورده شده و تنها قسمت باقى مانده آن اين است : بسم اللّه . همگى رأى بر برداشتن تحريم دادند . در اردوگاه مسلمانان موجى از شادمانى پديدار شد ، گوئى زمان بهبودى اوضاع و روزهاى بهتر رسيده بود . گروه تبعيدى مسلمانان به حبشه با شنيدن اين خبر خوشحال شده و عثمان ابن مظعون سريعا ترتيب بازگشت سى خانواده را به مكه داد و باقيمانده كار را به عهده جعفر پسر ابو طالب گذاشت . محمد ( ص ) و خديجه نيز از اينكه مجددا در كنار دخترشان رقيه و شوهرش عثمان بن عفان قرار مىگيرند بسيار خوشحال بودند . ولى گوئى مهاجرين خيلى زود برگشته بودند . تحريم ، عليرغم كمكهاى غذائى به اردوگاه محمد ( ص ) ، آثار سوء خود را بر او و ياران و خويشاوندانش بر جاى گذاشته بود . در آغاز سال 619 ، مرگ خديجه تثبيت موقعيت محمد ( ص ) را در مكه غيرممكن ساخت .