كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
168
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
بعضى از متفكرين جديد غربى مانند جرج اشتاينر « 1 » و پيتر فولر « 2 » معتقدند كه انسان از راه يك قطعه ادبى يا موسيقى يا نقاشى نيز مىتواند به حقيقت حضور ماورائى ( الهى ) دست يابد . زمانى كه ابن اسحاق و ساير تاريخنويسان اسلامى از حضور قلب در زمان خواندن و شنيدن قرآن صحبت مىكنند انسان به ياد اين جمله جرج اشتاينر در كتاب حضور حقيقى « 3 » مىافتد كه مىگويد : « آيا چيزى در گفتههاى ما نهفته است ؟ » كسانى كه پيدا كردن زيبائى در قرآن را مشكل مىبينند احتمالا به تجربهاى دستزدهاند كه اشتاينر آن را پيشداورى غيرصحيح از موسيقى و ادبيات مىداند كه خلوت وجود ما را به زير سؤال مىبرد . به نظر اشتاينر ، هنر در عمل به ما مىگويد « زندگى خود را تغيير بده » . اين يك نوع تجربه ماورائى با ابعاد بىنهايت است كه در خانه كوچك وجود محتاط ما جاى مىگيرد . زمانى كه ما به مجموعهاى از اين هنرها گوش فرا مىدهيم اين خانه ديگر به روش سابق قابل استفاده نيست . 31 اشتاينر به خدا اعتقادى ندارد و بر اين باور است كه تنها هنر مىتواند انسان را به مرحله ماورائى زندگى حيوانى خود سوق دهد . ظاهرا اين نظريه با تفسيرى كه مسلمانان از شنيدن آيات قرآن دارند بسيار متفاوت است ، چون اينان معتقدند كه با شنيدن اين آيات زندگانى آنان با زيبائى و شكوه پر مىشود ، و به شهادت كسانى كه اولينبار اين آيات را مىشنوند ، كلام قرآن بيانگر يك احساس هيجانانگيز و غنى است كه باعث شكسته شدن تمامى سدهاى درون در رسيدن به حقيقت وجود مىگردد . كتاب اشتاينر ، با استقبال خوانندگان مواجه شده بود ، زيرا خيلى از آنان معتقد بودند كه با تجربيات شخصى آنها همخوانى دارد . نظريه او مىتواند بيانگر واقعيت نفوذپذيرى ادبيات باستانى اعراب در روح و احساسات مردمان زمان خود باشد . واقعيتى براى توجيه محمد ( ص ) به عنوان يك شاعر و قرآن به عنوان يك كتاب شعر براى پيوند ادبيات و دين . بدون چنين نفوذى يا ، به قول اشتاينر ، چنين « اعلامى » ممكن نبود كه جامعه ابتدائى مسلمانان بتواند تجربه سخت و وحشتآور قطع ارتباط با گذشته را تحمل نمايد . زيبائى قرآن گوئى نيروهائى را كه در درون آنها دفن شده بود رها مىساخت .
--> ( 1 ) - George Steiner ( 2 ) - Peter Fuller ( 3 ) - Real Presence