كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

166

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

شد و او نيز به شرح دين جديد پرداخت و آيه‌هائى از قرآن را بازخواند . طفيل كه به شدت متعجب شده بود گفت : « به « اللّه » قسم ، كه من تا به حال شيرين‌تر و كامل‌تر از اين سخنان نشنيده‌ام » . 27 او به سوى قبيله خود بازگشت و ظرف چند سال بعد هفتاد تن از خويشاوندان خود را به اسلام گرايش داد . زيبائى بيان قرآن چنان است كه تا عمق احساسات درونى افراد نفوذ مىكند . طفيل داوطلبانه موانع شنيدن خود را با كشيدن پنبه‌ها از گوش خود دور كرد ، ولى بقيه سعى مىكردند كه غيرقابل دسترس باقى بمانند و به همين دليل موانع را از سر راه خود دور نمىكردند . يك روز قريش تصميم گرفت كه سياست جديدى را آزمايش نمايد ، پس عتبه بن ربيع ، از عبد شمس ، را به ديدار محمد ( ص ) فرستادند تا در حقيقت با او معامله‌اى انجام دهند : « اگر تو از مأموريت خود دست بردارى ما به تو همه چيز خواهيم داد ، پول ، ثروت ، قدرت و حتى حاضريم تو را به پادشاهى برگزينيم » . اگر اين داستان را واقعى ببينيم مىتوانيم چنين نتيجه‌گيرى كنيم كه قريش به چه درجه‌اى از نااميدى و وحشت گرفتار شده بود كه حاضر شد از دو چيز صرف‌نظر كند : اول پول كه براى آنها جنبه مقدس داشت ، و دوم قبول پادشاهى كه هميشه مورد نفرت اعراب بود . محمد ( ص ) صبر كرد تا عتبه سخنان خود را به پايان رساند ، سپس گفت : « به من گوش كن » و درحالىكه عتبه تكيه داده بود محمد ( ص ) سوره 41 ( فصّلت ) را براى او قرائت كرد ، كه اعلام مىكرد قريش با قفل زدن بر قلب‌هاى خود مانع از نفوذ آيات الهى به درون روح خود مىگردند : حا ، ميم . [ اين ] فرو فرستاده‌اى است از سوى آن بخشنده مهربان . كتابى است كه آيات آن به روشنى بازگشاده و بيان شده است ، قرآنى به زبان تازى ، براى مردمى كه بدانند ؛ مژده‌دهنده و بيم‌كننده ، ولى بيشترشان رويگردان شدند ، پس نمىشنوند [ و نمىپذيرند ] . و گفتند : دل‌هاى ما از آنچه ما را بدان مىخوانى در پوشش‌هايى است و در گوش‌هاى ما سنگينى و گرانى است و ميان ما و تو پرده‌اى است ، پس كارى كن كه ما نيز كار كننده‌ايم . 28 قرآن اغلب از پرده سخن مىگويد كه بيان ديگرى از سخت شدن قلب‌ها براى نفوذپذيرى در مقابل پيام وحى است . عتيب پس از شنيدن سخنان محمد ( ص ) باز هم حاضر نشد از درخواست‌هاى خود دست بردارد . محمد ( ص ) پس از خواندن آيات به سجده بر زمين افتاد . عتبه حاضر نشد او را همراهى كند ولى گوئى نيروئى