كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
157
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
و كمك عطا كند ، درحالىكه بتهاى قديمى مانند رؤساى ضعيفى هستند كه از افراد قبيله خود قادر به محافظت نمىباشند . وحدت الهى پايه و اساس روحانيت اسلامى است و اين روحانيت تلاشى است در جهت شناخت اين وحدت در زندگى شخصى و اجتماعى فرد . اين كوششى دائمى است در رسيدن به وحدت درونى و شخصى كه ، با در نظر گرفتن خداى واحد ، كانونى در درون خود براى انسجام شخصى بيابد . در قسمت اول شهادتين ، به گرايش شخصى هر فرد مسلمان برمىخوريم : من شهادت مىدهم كه خدائى جز اللّه نيست . اين بدان معنى است كه نه تنها بنات اللّه را از خداوند جدا مىسازم ، بلكه به هيچ بتى قائل نيستم و جز خداى يكتا ( اللّه ) را قبول ندارم . عقايد ، خواستها و آرزوهاى بشرى هميشه به او وعده نجات مىدهند ، ولى نهايتا بيشتر آنها به نااميدى ختم مىشوند . ظاهرا تمام اين نااميدىها ريشه در پول و زندگى مادى همراه با تجمل و زيادهخواهى دارند ، اما مىتوانند مربوط به انگيزههاى غيرخدائى نيز باشند كه در او نوعى سرگشتگى و پريشانى ايجاد مىكنند ، و به همين دليل انسانها به هنر و دين گرايش مىيابند . امروزه نيز وقتى گروهى از مسلمانان به ايدهئولوژىهائى نظير ناسيوناليزم يا سوسياليزم روى مىآورند ، شديدا مورد سؤال ديگر مسلمانان قرار مىگيرند كه آيا اين ايدهئولوژىها مىتوانند آرامش خاطر و رضايت واقعى را براى انسانها به ارمغان آورند . اين ايدهئولوژىها منحرف نيستند ولى ناكافىاند ، زيرا نهايتا هيچگونه نقشى در آرامش درونى افراد و جوامع بازى نمىكنند . گناه شرك ، يعنى شريك گرفتن براى خداى واحد ، به نوعى به مسلمان هشدار مىدهد كه سعى نكنند ، به جاى روشهاى خدائى ، افكار بشرى را جايگزين نمايند . زيرا هر چقدر هم اين افكار و روشها در نوع خود خوب و پسنديده باشند ، باز هم نوعى بتپرستى محسوب مىگردند . درست پس از جدائى از قريش ، سوره توحيد ( سوره 112 ) نازل گرديد . اين سوره بهطور مداوم در نماز روزانه مسلمانان قرائت مىشود و به آنان يادآورى مىنمايد كه با ايجاد جمعيتخاطر ، نيروهاى پراكنده درون را نيز جمع كرده و متحد سازند : بگو : حق اين است كه خدا يكتا و يگانه است ، خدا تنها بىنيازى است كه نيازها به دو برند ، نزاده و زائيده نشده است ، و هيچكس مر او را همتا و همانند نبوده و نباشد .