كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
146
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
پرستش نمايند . در امتناع از پرستش اين خدايان ، مسيحيان از امر بسيار مقدسى سرپيچى مىكردند : اكثريت مردم بر اين باور بودند كه با اين سرپيچى جامعه آنان دچار فاجعه آسمانى مىگردد ، و براى جلوگيرى از اين امر امپراطوران پى در پى دستور قتلعام آنان را صادر مىكردند . كثرت شهيدانى كه پياپى در اين راه جان مىباختند بيانگر اين مسأله بود كه تا چه حد براى امپراطورى خطر آفرين بوده و اصول اجتماعى آنان را به لرزه درآورده بودند . بدنهاى قطعهقطعه شده آنان تقديم خدايان مىگرديد تا به مردم اثبات شود كه اينان تا چه حدّ خداناشناس بودهاند . اگر در امپراطورى قدرتمند روم چنين تفكرى حاكم بود به آسانى مىتوان درك كرد كه انكار خدايان قريش توسط محمد ( ص ) نيز تا چه اندازه آنان را مشوش ساخته است . زندگى صحراگردى ( گلهدارى ) به علت وقايع پيشبينى نشده احتياط و ميانهروى را طلب مىكند . به همين دليل نيز هيچگاه كسى در آرزوى بهم ريختن سنتهاى قديمى و يافتن راهى متفاوت با تفكرات پدران خود نبود . قريش تنها دو نسل از صحراگردى فاصله گرفته بود ، ولى احساس مىكرد كه اين موفقيت عظيم شكننده است . آنها ، همانند رومىها ، عليرغم اعتماد به نفس و خودپرستى كه از اين موفقيتها بر آنان حاكم شده بود ، ارزش فوق العادهاى براى اتصال و اتكا به گذشته خود قائل بوده و اعتقاد داشتند كه موفقيت آنها به حفظ متعصبانه سنتهاى پدران بستگى دارد . در قرآن و ديگر منابع اوليه اسلام ، محمد ( ص ) پى در پى به وسيله دشمنان خود متهم به خطرناك بودن براى اجتماع ، بىخدائى و ناديدهگرفتن دين پدران مىگرديد ، اين همان احساس حقارتى بود كه در روميان نيز هنگامى كه در استاديومهاى بزرگ جمع شده و بر سر مسيحيان محكوم فريادهاى خشم و ترس و انتقامجوئى مىكشيدند حاكم بود . گروهى از مدافعان اوليه مسيحيت سعى نمودند به بتپرستان نشان دهند كه دين آنها ( مسيحيت ) ابداعى بر ضد عقايد آنان نيست . ژوستين « 1 » ، دانشمند علوم دينى اهل فلسطين كه بسيار هم مورد احترام بود ، در سالهاى 150 و 155 بعد از ميلاد دو دفاعيه نوشت . او در اين دو كتاب سعى داشت ثابت كند كه مسيحيان در حقيقت پاى در جاى پاى افلاطون و ساير فلاسفه يونانى كه به خداى واحد اعتقاد داشتند
--> ( 1 ) - Justin