كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
134
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
ابو طالب مىگفت كه نمىتواند دين پدران خود را كه نسبت به آن متعهد است ترك نمايد . « 1 » محمد ( ص ) مىدانست كه قبول صدور وحى توسط « اللّه » براى بسيارى از قريشيان ميانهرو قابل قبول نيست . بنابراين ، در سه سال اول مأموريت ، سعى در گسترده كردن ابلاغ نداشت . اما ابو طالب احترام فوق العادهاى براى محمد ( ص ) قائل بود و با اينكه به اسلام نگرويد از هرگونه حمايت شخصى از او دريغ نداشت . به عنوان رئيس قبيله هاشم ، حمايت ابو طالب از او بسيار حياتى بود ، زيرا هنوز هم تنها همان قانون قديمى قبيلهاى مىتوانست باعث نجات او باشد . بههرحال تنى چند از خويشاوندان محمد ( ص ) نيز به او پيوستند و پيامبرى او را قبول نمودند : جعفر ، پسر ديگر ابو طالب ، پسر خاله و دوستش عبد اللّه بن جحش و خواهر او زينب و برادر او عبيد اللّه . عبيد اللّه يكى از حنيفها بود كه در پى دينى جديد كه جايگزين بتپرستى باشد مىگرديد . همسران عباس و حمزه نيز مرتب براى پيوستن بىقرارى نشان مىدادند . أمّ فضل و سلامه هر دو مسلمان شدند . پس از آن همسر جعفر أسماء و سپس عمه محمد ( ص ) صفيه بنت عبد المطلب اسلام آوردند . ام ايمن ، برده آزاد شده محمد ( ص ) ، نيز به گروه پيوست ، اين همان برده خردسالى بود كه عبد اللّه پدر محمد ( ص ) به همراه پنج شتر براى آمنه به ارث گذاشت . اين همان زنى است كه محمد ( ص ) درباره او گفت : « هركه مىخواهد با زنى از زنان بهشت عروسى كند با ام ايمن ازدواج نمايد . » 24 زيد با شنيدن اين موضوع از محمد ( ص ) خواست تا دست او را در دست ام ايمن قرار دهد و از نتيجه اين ازدواج ، اسامه ، اولين نوه محمد ( ص ) و نخستين نوزاد مسلمان ، متولد شد . اما در اين زمان اتفاق مهم ديگرى نيز رخ داد . محمد ( ص ) توانست يكى از افراد خارج از بستگان خود را به نام عتيق بن عثمان را كه همه او را به نام ابو بكر مىشناختند ، به اسلام داخل نمايد . بعدها محمد ( ص ) گفت : « من هرگز كسى را به اسلام دعوت نكردم مگر آنكه او با نظر تعجب كنجكاوى و دودلى به من نگريست ،
--> ( 1 ) - طبق مدارك متيقّن و قرائن قطعى ، اسلام ابو طالب قطعى است . او فرزندان خود را به قبول اسلام و پيروى از پيامبر تشويق و ترغيب مىنمود . ولى او علنا اظهار اسلام ننمود تا بتواند از پيامبر اكرم در مقابل دشمنان قدرتمند او از كفّار قريش حمايت كند و تا زمانى كه زنده بود اين مهم را به خوبى انجام داد و لذا با درگذشت او پيامبر يگانه مدافع قدرتمند خويش را از دست داده و از مكه هجرت نمود .