كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
121
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
را فرو ريختيم فرو ريختنى . سپس زمين را بشكافتيم شكافتنى . پس در آن دانهها رويانيديم و انگور و سبزى ، و درخت زيتون و خرما ، و بوستانهاى پر درخت ، و ميوه و علف ، تا برخوردارى باشد براى شما و چارپايان . 4 ولى هنوز آنها از اينكه در راه خداوند قرار گيرند سرباز زده و مقاومت مىكنند . محمد ( ص ) فهرستى طولانى از خواستههاى خود را عرضه نمىكند ، و فقط سعى در اصلاح عاداتى دارد كه جزو افتخارات سنتى و تاريخى اعراب به شمار رفته و در ذهن آنها جاى گرفته است . آنچه قرآن مىطلبد فقط تلاش براى ايجاد جامعهاى برابر و به دور از تعصبات طبقاتى است ، كه قشر آسيبپذير آن به درستى و امنيت بتوانند در آن زندگى نمايند . اين زيربناى پيام قرآن است . « 1 » اگر مسلمانان امروزه مداراناپذير به نظر مىرسند ، اين بدان معنى نيست كه آنان ديده حقيقت بين نداشته و در اعمال نظرهاى خود فقط قصد رقابت دارند ، همانگونه كه مسيحيت در طى قرون چنين بوده است . آنها در مقابل بىعدالتى و ظلم مداراناپذير هستند ، حال فرد ظالم ، اشخاصى از خود مسلمانان مانند محمد رضا پهلوى ( ديكتاتور سابق ايران ) يا انور سادات ( رئيسجمهور مصر ) باشند ، يا كشورهاى غربى . پيامهاى اوليه قرآن بسيار ساده است : اين خطاست كه شما مال و ثروت را صرفا براى لذات و استفاده شخصى تكثير نمائيد ، اما درست آن است كه با انفاق و دادن زكات ثروت را در توده مردم پخش كنيد و جامعهاى با مساوات و برابرى ايجاد نمائيد . محققان غربى بر اين باورند كه ما نمىتوانيم محمد ( ص ) را يك فرد سوسياليست بدانيم . آنان مىگويند كه محمد ( ص ) هيچگاه سعى نكرد سرمايهدارى را كه اساس جامعه قريش بر آن بنا نهاده شده بود از بين ببرد يا فقر را ريشهكن سازد ، چون مىدانست هر دو اينها در جامعه قرن هفتم عربستان كارى بسيار دشوار و غيرممكن است . محمد ( ص ) ممكن است به مفهوم امروزى سوسياليست نباشد ، ولى اگر با ديدى عميق نگاه كنيم او را دقيقا يك فرد سوسياليست مىيابيم ، و اين روش فكرى او آثارى عميق و پاكنشدنى بر افكار و عقايد مسلمانان برجاى گذارده است . درست است كه او ثروت و مالكيت را آنگونه كه عيسى مسيح محكوم كرد نفى
--> ( 1 ) - تلاش قرآن فقط براى ايجاد جامعهاى برابر و دور از تعصبات طبقاتى نيست . تلاش قرآن براى هدايت انسانها به مقام انسانيت و فضايل اخلاقى و انسانى و . . . است و چون انسان ناچارا در اجتماع بسر مىبرد بايد جامعه برابر و دور از تعصبات طبقاتى باشد تا حركت آدمى به سوى غايات اساسى سهلتر و امكانپذيرتر باشد والّا بر شخص متأمّل پوشيده نيست كه زيربناى پيام قرآن دعوت به توحيد است .