كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
104
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
سعى كرد كمبود فرزند پسر را به نحو ديگرى جبران نمايد . خديجه در روز عروسى با محمد ( ص ) برده جوانى به نام زيد ، از قبيله كلب ، از قبائل شمالى عربستان ، را به او هديه كرد . زيد بن حادثه به قدرى به محمد ( ص ) وابسته و علاقمند گرديد كه وقتى مادر و پدر زيد به پيشنهاد زيد به مكه مهاجرت كردند محمد ( ص ) او را آزاد كرده و پسرخوانده خود ناميد . چند سال بعد وقتى جوانترين دختر او فاطمه چهار ساله بود فرد ديگرى به خانواده محمد ( ص ) اضافه گرديد : على پسر ابو طالب . ابو طالب چون در وضعيت مالى بسيار بدى به سر مىبرد ، براى سبكتر كردن بار خود در آن سال قحطى افراد تحت سرپرستى خود را بين خانواده تقسيم نمود . عباس ، برادر جوان او جعفر را به سرپرستى قبول كرد و على پنج ساله نيز سهم محمد ( ص ) گرديد ، يتيمى كه پسر خواندگى را بسيار مهم و جدى مىديد و هرگاه خانواده ناتنى او ( مادر و پدر رضاعى ) از صحرا به ديدنش مىآمدند آنان را به گرمى مىپذيرفت و با غذا و هدايا آنان را روانه منزل مىساخت . على ( ع ) و زيد تحت رهبرى و تربيت محمد ( ص ) به رهبران برجستهاى در جامعه ابتدائى اسلام مبدل گشتند ، بخصوص على ( ع ) كه علاوه بر نقش رهبرى از نفوذ معنوى عميقى بر روى دوستان و اطرافيان نيز بهره مىبرد . در آخرين سالهاى دوران ماقبل بعثت ، موقعيت و مقام محمد ( ص ) در مكه بسيار ارتقا يافت . حال همه او را اولين طرفدار مستمندان و بردگان مىشناختند . در اين ميان يكى از اتفاقات بيش از پيش پيامبر گونه به نظر مىرسيد . در سال 605 ميلادى وقتى محمد ( ص ) 35 ساله بود قريش تصميم به تجديد بناى كعبه گرفت . تعدادى از سنگهاى خانه افتاده بود و سقف آن به تعمير اساسى نياز داشت ، زيرا دزدان از راه سقف به آن دستبرد مىزدند . اما مقدس بودن خانه به هيچ قبيلهاى اجازه نمىداد تا به آن دست بزنند ، مبادا كه به ساختمان صدمهاى اساسى وارد آمده و به نام آنان تمام شود . قريش كه به شدت نگران خرابى كعبه بود حاضر به تقبل تعمير آن شد . وليد بن مغيره ، رئيس طايفه مخزوم كه از مردان با نفوذ مكه به شمار مىرفت ، درحالى كه تيشه خود را به دست گرفته بود به كعبه نزديك شد و محتاطانه گفت : خدايا نترس ، ما آنچه را كه بهترين براى توست انجام خواهيم داد . بدين وسيله اجازه عمليات ساختمانى صادر و هر طايفهاى تعمير قسمتى از خانه را به عهده گرفت ، تا تمامى قبائل در اين امر مقدس مشاركت داشته باشند .