محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
73
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
« چنين كارى نزد خداوند ، دادگرانهتر است و گواهى را استوارتر مىدارد و به زدودن گمان ، نزديكتر است . » « 1 » هم از اين رو پيامبر ( ص ) گذشته از نامههايى كه براى پادشاهان و قبيلهها مىفرستاد همهء پيمانهايى را كه با آنان مىبست نيز مىنوشت . و همچنين گفتهاند امير المؤمنين عمر ( ر . ض ) صندوقى انباشته از اين پيماننامهها داشت كه در سال 82 هجرى همراه با سوختن ديوان در پيكار جماجم « 2 » آتش گرفت و بازماندهء آن نيز در جريان رويدادهاى روزگار و يورش تاتار از ميان رفت . ( 1 ) در واقع ، جز دو يا سه نسخه از اصل اين نوشتهها ، به دست ما نرسيده است . نخستين آنها ، نامهء پيامبر ( ص ) به مقوقس است ( بنگريد : شمارهء 49 ) كه آن را بارتلمى خاورشناس فرانسوى ، در كنيسهاى نزديك اخميم مصر يافت . دوم ، نامهء پيامبر ( ص ) به منذر بن ساوى است ( بنگريد : ش 75 ) كه بلاشر خاورشناس آلمانى ، نسخهء عكسى آن را نشر داد . سومى ، نامهاى است كه پيامبر به نجاشى نوشت ( ش 21 ) و دنلپ خاورشناس انگليسى ، بر آن است كه آن را منتشر سازد . ما طى دو مقاله يكى در مجلهء عثمانيه هندوستان ، ماه ژوئن سال 1939 ، و ديگرى در مجلهء انگليسى زبان اسلاميك كالچر ( فرهنگ اسلامى ) ، ( حيدرآباد ، ماه اكتبر سال 1939 ) ، پيرامون اصالت دو نامهء نخست بحث كردهايم اما در اينجا تنها به اين بسنده مىكنيم كه خواننده را به تصويرهاى ضميمه شده به مجموعهء كنونى ارجاع دهيم « 3 » . اگر چه نسخههاى اصلى اغلب اين اسناد از ميان رفته است ، اما همان گونه كه از كتابنامهء اين مجموعه پيداست ، راويان حديث و مورخان ، بخش ارزشمندى از آنها را براى ما نگاه داشتهاند . چنين پيداست كه اين پيماننامهها از ديرباز مورد توجه بودهاند ، و راويان و نويسندگان كتابها بارها يادآور شدهاند كه فلان نامه را از روى اصل آن نقل كردهاند و اين اصل نزد خاندان شخص مخاطب نامه حفظ شده است . به گمان من ، مجموعهء عمرو بن حزم ( رض ) نوشتهء ابو جعفر ديبلى مهاجر هندى قرن سوم هجرى ، نخستين كتابى است كه در اين زمينه تأليف شده است « 4 » . با اينكه مجموعهء ياد شده بسيار دست به دست گشته اما مىتواند برخى از پيچيدگيهاى اين اسناد را كه براى
--> ( 1 ) . سورهء بقره / بخشى از آيهء 282 . در قرآن ، به جاى « ذلك » ، « ذلكم » آمده است . نيز بنگريد : تبيان 2 / 365 - 366 . - م . ( 2 ) . اين درگيرى در سال 82 هجرى ، ميان مردم عراق ( بصره و كوفه ) به سردارى عبد الرحمن بن محمد بن أشعث و سپاهيان عبد الملك خليفهء اموى به فرماندهى حجّاج بن يوسف آغاز گشت و سرانجام در چهار شنبه 14 جمادى الآخر سال 83 ه . در جايى به نام دير الجماجم ، با شكست عبد الرحمن بن اشعث پايان يافت . ( طبرى سال 82 ج 8 / 1070 - 1079 . نيز بنگريد : المعارف ص 357 و 469 ) . - م . ( 3 ) . بنگريد : تصويرهاى رو به روى اسناد : 21 ، 49 ، 57 . ( 4 ) . اين رساله را همراه إعلام السّائلين عن كتب سيّد المرسلين نوشتهء شمس الدين محمد بن على بن طولون از تاريخنويسان قرن دهم هجرى ، مىبينيم .