محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
646
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) بدانيد كه خدا با شماست ، شما و كارهايتان را مىبيند و از همهء آنچه كه انجام مىدهيد ، آگاه است . از اين رو از نافرمانى او بترسيد و بپرهيزيد . اين نوشته ، تنها امانتى است كه پروردگارم آن را به من سپرده است تا به بندگان وى ابلاغ كنم و راه عذر بندگانش را نسبت به او ببندم و نيز خود حجّتى باشد از سوى خدا تا بدان استدلال كنم كه اين امانت ، به همهء بندگان او رسيده است . هركس بدانچه در آن نوشته آمده است ، رفتار كند ، رستگار مىگردد و هر كه از محتواى آن پيروى كند ، راه مىيابد . هركس همراه آن ، به مخاصمه برخيزد ، موفق و هركس به مدد آن پيكار كند ، پيروز مىگردد . كسى كه آن را رها كند ، گمراه مىگردد ، مگر آن كه بار ديگر به سوى آن ، بازگردد . از اين رو ، آنچه را در اين نوشته آمده است ، فراگيريد ؛ آن را به گوشها و ضمير و دلهاى خود بسپاريد . زيرا آن ، روشنايى چشمان و بهار دلها و درمان درد سينههاست . در امر و نهى و اندرز و اعتبار و فرا خواندن به سوى خدا و پيامبر او ، همين نوشته بس است . اين ، آن نوشتهء فرخندهء محض ، پيمان نامهء محمّد بن عبد اللّه ( ص ) فرستاده و پيامبر خداست براى علاء بن حضرمىّ ، آنگاه كه وى را به سوى بحرين گسيل كرد تا مردم را به خدا و پيامبر او فرا خواند . پيامبر خدا ( ص ) به وى فرمان مىدهد كه مردم را به حلال درون اين نوشته ، بخواند و از حرام آن ، بازدارد ؛ به هدايت درون آن ، رهنمون گردد و از آنچه كه مايهء گمراهى است ، جلو گيرد . اين ، نوشتهاى است كه پيامبر خدا علاء بن حضرمى و جانشين وى شمشير خدا خالد بن وليد را ، بر آن امين دانسته است . وى در سفارش نسبت به اين پيماننامه ، حجّت را بر آن دو و مسلمانان همراه ايشان ، تمام كرده است . براى هيچيك از آنان ، نه براى فرمانروايان و نه فرمانبران ، بهانهاى نگذارده است كه از آن راه ، چيزى از اين پيماننامه را تباه سازند . بنابراين ، هركس از اين نوشته آگاه گردد ، راه هرگونه بهانه و دليل بر وى بسته است و دربارهء ناآگاهى نسبت به پارهاى از محتواى آن ، از وى عذرى پذيرفته نخواهد شد . ( 2 ) اين نوشته ، سه شب از ذى القعده ( 5 ) ، چهار سال و دو ماه كم از هجرت پيامبر ( ص ) ، نوشته شد . آن روز كه پسر ابو سفيان ( معاويه ) اين نامه را با املاى عثمان بن عفّان ( 6 ) ، با حضور پيامبر خدا ( ص ) مىنوشت ، ( اشخاص زير ) ، بر آن گواه گشتند : مختار بن قيس قرشى ، ابو ذرّ غفارى ، حذيفهء يمان عبسىّ ، قصىّ بن ابى عمرو حميرى ، شعيب بن ابى مرثد غسّانى ، مسيّب بن ابى صعصعهء خزاعى ، عوانة بن شمّاخ جهنى ، سعد بن مالك انصارى ، سعد بن عبادهء انصارى ، زيد بن عمرو النّعاء ( 7 ) ، مردى از قريش ، مردى از جهينه و چهار تن از انصار ، هنگامى كه پيامبر خدا ( ص ) ، آن را به علاء بن حضرمى و شمشير خدا خالد بن وليد ، داد . 1 . الجارود ( وفات : 20 ه ) بشر بن عمرو بن حنش عبدى ، بزرگ قبيلهء عبد القيس بود . وى همراه گروهى از مردم قبيلهء خود ، نزد پيامبر آمد و مسلمان گشت و پيامبر ( ص ) از اسلام او بسيار شادمان شد و او را گرامى داشت . وى در روزگار ردّه در يكى از جنگها به شهادت رسيد ( جمهرة أنساب العرب ، ابن حزم ص 296 ؛ الأعلام ، زركلى 2 / 27 ) . فراهمآورندگان متن