محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
631
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
بدان گونه كه از خود و خويشان نزديك خود و پيروان آيين اسلام دفاع مىكنم ، از آنان نيز دفاع خواهم كرد . ارمنيان را از هرگونه رنج و گزند و ناخواستنى ، دور خواهم داشت . نيز در برابر دشمن ، از ايشان دفاع و از رسيدن هر نوع امر ناپسند به ايشان ، جلوگيرى خواهم كرد . بار سنگين خراج را از دوش آنان ، بر خواهم داشت ؛ مگر آن كه خود با طيب خاطر چيزى بدهند ، نه با اكراه و اجبار . هيچ اسقفى نبايد از مقام خويش بر كنار گردد ؛ نيز هيچيك از مسيحيان را نبايد از آيين مسيحيّت ، بازدارند . همچنين نبايد هيچ راهبى را از رهبانيّت و هيچ سالك مسيحى را از سير و سلوك ، جلو گيرند . نبايد هيچ كليساى كهنسالى ويران و نه هيچ كليسا و خانهاى از خانههاى مسيحيان ، جزو مسجد يا خانهء مسلمانان گردد . راهبان و اسقفان را نبايد از پوشيدن جامهء پشمين و سوار گشتن بر اسب براى رفتن به پرستشگاه ، بازدارند . مقدار سرگزيت ، همان چهار درهم و جامهاى هراتى ، در سال است كه به قصد كمك به مسلمانان و بيت المال ، مىپردازند و نبايد چيزى بر آن بيفزايند . چنانچه نتوانستند جامهء هراتى بدهند ، به پرداخت بهاى آن وادار نگردند ، مگر آن كه ارمنيان خود با خرسندى ، بهاى آن را بپردازند . اين مقدار ، ميزان سرگزيت هر فرد مسيحى در هر طبقهء اجتماعى است كه سالانه خواهد پرداخت . . . ( 2 ) [ مؤلف كتاب مىگويد : بايد توجه داشت عبد اللّه بن شمعون كه دو بار نام وى در اين نوشته آمده ، همچنين سعد بن هاد ، سعد بن عياض ، أبو الدّاليه ، مسعود بن ابى طالب و نسل بن مالك ، افرادى ناشناختهاند . بالاتر از همه ، در سال دوم هجرت ، هنوز ارمنستان ، به دست مسلمانان ، فتح نشده بود . ] 1 . از آغاز تا انجام اين نوشته ، جمله يا عبارتى كه گوياى آن باشد كه اين نوشته به فرمان پيامبر ( ص ) نوشته شده است ، به چشم نمىخورد . سبك نوشته همچون سبك نوشتهها و پيماننامههاى بر ساختهء مسيحيان است كه پيش از اين ، به نمونههايى چند از آن نوشتههاى سست و بىبنياد ، بر خوردهايم . جاى پرسش است كه مؤلف پژوهشگر كتاب كه با شيوهاى پژوهشگرانه ، نوشتهء خود را فراهم آورده ، چرا اين نوشتههاى آشفته و بىاساس را در كتاب خود آورده است ؟ نياز به گفتن نيست كه به تقريب ، همهء سرزمينهاى غير عربى در قلمرو اسلام ، پس از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) ، به تصرّف مسلمانان در آمده است . بنابراين ، مسيحيان ارمنى ، در سال دوم هجرت ( سال نوشتن پيماننامه ) ، چگونه و در كجا نزد پيامبر ( ص ) آمده و از او درخواست كردهاند تا اين نوشته را به آنان بدهد ؟ ! فراتر از همه ، يك سويه بودن نوشته كه تنها از منافع ارمنيان سخن به ميان مىآورد و بس ، خود ، روشنترين دليل ساختگى و بىپايگى اين نوشته است . - م . 2 . متن اين پيمان نامهء سراسر دروغ ، مانند محتواى ديگر پيمان نامههاى بر ساختهء مسيحيان ( بنگريد : پ 96 - 97 و بخش چهارم كتاب ، پ 3 ) ، تا پايان ، با همان شيوه و محتواى شناخته شده ، پيش مىرود . در پايان نوشته ، تاريخ كتابت و نويسندهء آن نيز ، قيد شده است . تاريخ كتابت ، سال دوم هجرت و نويسندهء آن ، معاوية بن ابى سفيان است . نام تنى چند از مسلمانان ، از جمله : عبد اللّه بن عبّاس و عبد اللّه بن عمرو بن عاص نيز به عنوان گواه ، در پايان اين نوشته آمده است . معاوية بن ابى سفيان ، در سال هشتم هجرى ( سال فتح مكه ) ، به اسلام گرويد . بر اساس تاريخ كتابت اين نامه ، معاويه بايد شش سال پيش از پذيرفتن اسلام ، با آن همه دشمنى كه او خود و خاندانش با پيامبر اسلام و مسلمانان داشتهاند ، سرگرم خدمت به اسلام بوده باشد و اين ، امرى ناخردمندانه است . عبد اللّه بن عبّاس ، در سال دوم هجرى ، پنجساله بوده و عبد اللّه بن عمرو بن عاص ، در زمان كتابت اين نوشته ، نه سال داشته است . روشن است كه گواهى كودكان ، آن هم بر پاى نوشتهاى كه به فرمان پيامبرى بزرگ ، نوشته شود ، خود گواهى آشكار بر بىبنيادى و بىارزشى آن خواهد بود . همچنين ابو هريره ، در سال هفتم هجرى اسلام پذيرفت . - م .