محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
59
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) مقدّمهء چاپ پنجم ستايش خداوند را سزاست و درود بر پيامبر برگزيدهء او . انتظار نمىرفت كه با اين سرعت شگفتىآور تنها در مدّت دو سال ، نسخههاى كتاب ، ناياب گردد ؛ با اينكه لبنان كشور ناشر ، با پيشامدها و رويدادهاى هراسانگيز داخلى و خارجى ، رو به رو بوده است . امّا خدا آنچه بخواهد انجام مىدهد و او بهترين نگهبان و مهربانترين مهربانان است . « اگر نعمتهاى خدا را بشماريد ، به پايان آنها نخواهيد رسيد « 1 » » از فرصتى كه با چاپ جديد كتاب برايم فراهم آمده است ، جهت تصحيح و آوردن افزودههايى ، استفاده مىكنم . ناشر بزرگوارى كرد و همهء آنها را در پيوستى در پايان كتاب آورد ، « و العذر عند كرام النّاس مقبول » . اندكى پيش ، چاپ جديدى از كتاب استاد دكتر محمّد مصطفى أعظمى به نام « كتّاب النبى ( ص ) » در رياض بيرون آمد . در آن ، تفصيل سودمندى دربارهء ديوان رسالت يا ديوان انشاء پيامبر ( ص ) آمده است . در كتاب وى ، شمار دبيرانى كه در اين ديوان كار نوشتن انجام مىدادند ، به شصت و يك تن مىرسد كه هر يك از آنان ، كارى خاص انجام مىداده است . برخى سرگرم كارهاى نظامى بودند مانند نوشتن نامهاى داوطلبان شركت در جنگها يا شبيخونها و يا ثبت غنائم جنگى و تقسيم آنها . برخى به پادشاهان نامه مىنوشتند يا به نوشتن امور دادوستدها ، سرگرم بودند . دستهء ديگر به نوشتن زكات و صدقات و مسائل ديگر ، مىپرداختند . بىترديد بايد گفت كه پيامبر ( ص ) ديوان لشكر تشكيل داده بوده و به سپاهيان اسلام حقوق مىپرداخته است تا پيوسته براى رفتن به جنگ در دستههاى رزمآوران ، به حال آماده باش بسربرند . ( 2 ) امام محمد شيبانى در « كتاب السّير الكبير » مىنويسد : « روايت درست آن است كه پيامبر خدا ( ص ) محميّة بن جزء زبيدى را سرپرست خمس اموال بنى المصطلق گردانيد و در همهء جنگها ، خمسها نزد وى جمع مىشد . زكاتها و فىء « 2 » نيز هر يك سرپرست ديگرى داشت . پيامبر از زكات ، به يتيمان ، ناتوانان و تهيدستان ، ( سهمى ) مىداد ، ولى هنگامى كه يتيم بالغ مىشد و جهاد بر او واجب مىگشت ، ( نام ) او ( به دفتر ) فىء منتقل مىشد . اگر از رفتن به جنگ خوددارى مىكرد ، چيزى از زكات به وى نمىدادند و بايد خود او ، كار مىكرد » . ( شرح السّير الكبير ، السّرخسى ، باب 105 ، شماره 1978 چاپ المنجّد ) . زمانى كه عمر بن خطّاب در روزگار خلافت خويش ، به ديوانها سامان بخشيد ، كارى جز ادامهء همان نظام ادارى كه از زمان پيامبر ( ص ) به جا مانده بود ، انجام نداد . به يارى آنچه ابن عبد البرّ نوشته است ، مىتوانيم به شيوهء نامهِنگارى ( آن روزگار ) پى ببريم . ( وى مىنويسد ) : ( 3 ) « ابن القاسم از مالك روايت كرده كه او گفت : شنيدم كه نامهاى به پيامبر خدا ( ص ) رسيد . پيامبر گفت : چه كسى از سوى من ( به اين نامه ) پاسخ مىدهد ؟ عبد اللّه بن ارقم گفت : من ؛ پس او از سوى پيامبر ، پاسخ نوشت و نامه را نزد پيامبر خدا آورد و پيامبر آن را پسنديد و فرستاد . موسى بن محمد بن اسحاق از محمد بن جعفر بن زبير و او از عبد اللّه بن زبير آورده است كه پيامبر خدا ( ص ) عبد الله ارقم را به دبيرى خويش خواست و او از سوى
--> ( 1 ) . إبراهيم / 34 ؛ نحل / 18 . م . ( 2 ) . براى آشنايى با معنى فىء بنگريد : همين كتاب : ( ش 72 پانوشت 5 ، ش 354 پانوشت 1 ) . م .