محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
596
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
هركس كه عين مال خود را - تا زمانى كه تقسيم نشده است - بيابد ، خود به داشتن آن ، سزاوارتر است . ( 1 ) 368 / 59 - 60 نامهنگارى با عمر ، دربارهء گنجى كه در گور دانيال ( ع ) يافت شده بود بع ش 876 ( محشّى كتاب به طب سال 17 و فتوح بلاذرى در گشودن استانهاى اهواز ، ارجاع داده است ) . هنگامى كه شهر شوش به سردارى ابو موسى اشعرى گشوده شد ، آنجا در ايوانى ، ( كالبد ) دانيال پيامبر را يافتند . در كنار پيكر او ، مالى و همراه آن ، نوشتهاى بود ( 1 ) : « هركس بخواهد ، مىتواند براى زمانى معيّن ، از اين دارايى وام بر گيرد . چنانچه تا آن زمان ، وام خود را بازگرداند ، گزندى نخواهد ديد ، و گرنه ، به بيمارى پيسى گرفتار خواهد گشت » . راوى گويد : ابو موسى آن نوشته را برداشت و بوسيد و گفت : « به پروردگار كعبه سوگند كه دانيال است » . وى سپس دربارهء آن ، به عمر نامه نوشت . متن نامه در دست نيست . عمر به ابو موسى نوشت : وى را كفن و حنوط كن و بر او نماز بگزار و چنان كه پيمبران را به خاك سپارند ، او را به خاك بسپار . جستجو كن تا دارايى او را بيابى و به انبار دارايى ( بيت المال ) مسلمانان ، تحويل دهى . راوى گويد : ابو موسى پيكر دانيال را در كتّان سپيد قبطى در پيچيد و بر او نماز گزارد و به خاك سپرد ( 2 ) . 1 . از خط و زبان اين نوشته ، سخنى به ميان نيامده است و از اين رو مىتواند جاى درنگ و پرسش باشد . - م . 2 . نيز بنگريد : الأخبار الطّوال ، ابو حنيفهء دينورى ص 23 و 49 . ابو حنيفه دربارهء دانيال بنى مىنويسد : « و كان فى السّبى دانيال النّبىّ ( ع ) فسار حتّى دخل على لهراسف الملك و هو نازل بالسّوس فماث دانيال عنده بالسّوس » وى در جاى ديگر مىگويد : « و بنى [ سابور ] بالسّوس مدينة و هى الّتى إلى جانب الحصن الّذى يسمّى « سادانيال » الّذى كان فيه جسد دانيال ( ع ) » . دينورى از گرفتار آمدن دانيال به دست بختنصّر و آشنا گشتن وى با لهراسپ - كه در كتب تاريخى معتبر ، به جاى لهراسپ ، كورش يعنى كورش بزرگ هخامنشى آمده است - و درگذشت وى در نزد لهراسپ و از مقبرهء او به نام « سادانيال » در شوش كه جسد دانيال را در آن يافتهاند ، سخن گفته است . در حدود العالم كه در سال 372 ه . تأليف