محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
593
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
غير مسلمانان تغلبى را ، با نام خراج نزد خود مخوانيد كه از شما دور گردند . زكاتى را كه از دارايى آنان بر مىگيريد ، دو چندان كنيد تا همان ، به منزلهء گزيت ايشان به شمار آيد . زيرا اينان از شنيدن نام گزيت و اين شرط كه كودك مسلمانزادهاى را ترسا نگردانند ، به خشم مىآيند . نمايندگان ترسايان بنى تغلب ، براى اين موضوع نزد عمر رفتند . چون وليد ، سران و سياستمداران ايشان را نزد عمر گسيل كرد ، عمر به ايشان گفت : به پرداخت گزيت تن در دهيد . گفتند : ما را به جايگاه و پناهگاهمان بازگردان . سوگند به اللّه كه اگر براى ما سرگزيت معلوم كنى ، به سرزمين روم بازخواهيمگشت . به خدا سوگند كه تو ما را در ميان مردم تازى ، رسوا مىكنى . عمر گفت : شما و عربان پيرامون عربستان ، با مخالفتى كه با امّت خويش در پيش گرفتهايد ، به دست خود ، خويشتن را رسوا ساختهايد . به خدا سوگند كه بايد با خوارى و زبونى گزيت بپردازيد . اگر به كشور روم برويد ، به آنجا نامه مىنويسم و سپس اسيرتان مىسازم . گفتند : از ما چيزى بستان ولى نه به نام گزيت . عمر گفت : ما آن را گزيت مىناميم ، شما خود ، آن را هرچه خواستيد بناميد . على بن ابى طالب ( ع ) به وى گفت : اى امير مؤمنان ! آيا سعد بن مالك ، زكات اينان را دو چندان نكرد ؟ عمر گفت : آرى و سخن على ( ع ) را پذيرفت و همان را به عنوان گزيت تغلبيان به شمار آورد . آنان پس از رسيدن به اين توافق ، بازگشتند . ابن سعد ( 1 / 2 ص 55 ) نيز از آنچه كه به پيمان پيامبر ( ص ) با بنى تغلب به سال دهم هجرى در مدينه ارتباط مىيابد ، ياد كرده ولى از پيمان نامهاى سخن نگفته است . كلمهء زكات در اينجا به جاى « گزيت » به كار رفته است . بيو ( ص 69 - 70 ) ، و بع ش 70 و 71 نيز از آن ، سخن گفتهاند ) . 1 . در تاريخ طبرى 5 / 2510 آمده است : كودكان را - در صورتى كه پدرانشان اسلام آورند - نبايد به داشتن آيين مسيح ، وادار سازند . - م . ( 1 ) 368 / 53 نامهء ابو عبيده به مردم دير طيايا ( يا : طايا ) سنن سعيد بن منصور ، بخش دوم ش 2605 ( ناشر آن ، به فتوح البلدان بلاذرى نيز ارجاع داده و گفته است : دير طايا و دير الفسيلة ) . ابو عبيدة بن جرّاح به مردم دير طايا نوشت :