محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

587

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

237 / الف پيشين ) . چون عمر بن خطّاب به حكومت رسيد ، سفيان بن وهب به وى نامه نوشت و دربارهء سلبه از وى پرسيد . - متن نامه در دست نيست - عمر در پاسخ او نوشت : اگر آنچه را كه او به پيامبر اسلام ( ص ) مىپرداخت ، به تو نيز پرداخته است ، آنجا را قرق او گردان ؛ و گرنه آنها زنبور بارانند و هر كه بخواهد ، مىتواند از آنها بهره برد . در روايت عبد الرزّاق است كه : سفيان بن عبد اللّه ( كذا ) فرماندار طائف به عمر بن خطّاب نوشت : مردمان زير فرمان من ، از من مىخواهند كه كوهى را - يا آنكه گفت : زنبوران عسلى را - كه از آن ايشان است ، قرق آنان گردانم . عمر به آنان نوشت : آنها زنبور بارانند و هيچ كس به داشتن آنها ، بر ديگرى برترى ندارد . چنانچه پذيرفتند كه به تو زكات دهند ، آنها را ويژهء آنان گردان . وى به عمر نوشت : اينان به پرداخت زكات ، گردن نهادند . عمر به او نوشت : آن را به ايشان ده و از آنان زكات بستان . ( 1 ) 368 / 37 نامه‌نگارى با عمر ، پيرامون گرانى عسل النّهايه ، ابن اثير « بحث » . يكى از فرمانداران عمر ، از شهرى به او نامه نوشت و در آن ، از گرانى بهاى انگبين و ناخرسندى خود از اينكه مسلمانان ، آب نياميخته به عسل مىنوشند ، ياد كرد . از همهء متن نامه و تفصيلهاى ديگر دربارهء آن و نيز پاسخ نامه ، سخنى به ميان نيامده است .