محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

582

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 368 / 22 نامه‌نگارى با عمر دربارهء ارث ، به هنگام شيوع و با سنن سعيد بن منصور ، بخش نخست ، ش 232 . در سال عمواس در شام ، بيمارى طاعون پديد آمد . بيمارى ، همهء افراد خانواده را ، به كام مرگ مىسپرد ( 1 ) . در آن باره به عمر نامه نوشتند . متن نامه به دست نيامده است . عمر در پاسخ نوشت : برخى از مردم را وارث برخى ديگر قرار دهيد . 1 . يعنى وارثى به جا نمىماند . - م . ( 2 ) 368 / 23 فرمان عمر دربارهء كسى كه از پذيرفتن ميراث ، ، سربازمىزند سنن سعيد بن منصور ، بخش نخست ، ش 223 . مردى از يمن به نام طارق بن المرقع ، براى نذرى ( 1 ) ، يكى از بردگان خود را آزاد كرد . سپس آن برده مرد و دارايى او را نزد طارق آوردند ؛ ولى او آن را نپذيرفت . يعلى بن اميّه كه در آن هنگام والى يمن بود ، در اين باره به عمر نامه نوشت . متن نامه به دست نيامده است . عمر در پاسخ او نوشت : دارايى بردهء آزادشدهء طارق را به او بده . چنانچه پذيرفت كه هيچ ، و گرنه ، با آن ، بردگانى بخر و از سوى وى آزاد كن . چون نامهء عمر رسيد ، يعلى ، او را فراخواند و دارايى بردهء آزادشده‌اش را به او عرضه كرد . ولى طارق نپذيرفت . پس يعلى ، شانزده يا هفده تن برده خريد و آزاد ساخت .