محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

578

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 368 / 14 فرمان عمر دربارهء كنيز شوهردارى كه فروخته شده بود سنن سعيد بن منصور ، بخش دوم ، ش 1951 . عمر ( ر . ض ) به يسار بن نمير نوشت تا كنيزى براى او بخرد ؛ او كنيز را خريد و نزد عمر فرستاد . كنيز عمر را آگاه ساخت كه ميان كسان خود ، شوهرى دارد . عمر از او كناره گرفت و به يسار نوشت تا حقّ بهره‌مندى از او را از شوهرش بخرد ( 1 ) ( هيثم گفته است : معنى « بيع الأمة ليس بطلاق » ( فروختن كنيز ، در حكم طلاق نيست ) ، همين است ) . 1 . او را به طلاق گفتن زنش راضى گرداند . نيز بنگريد : النهاية فى غريب الحديث 1 / 132 - 133 ( بضع ) . - م . ( 2 ) 368 / 15 فرمان عمر دربارهء دو بار طلاق گرفتن زن سنن سعيد بن منصور ، بخش دوم ، ش 2029 . نعيم ( بن . . . ) ، زن خود را دو بار طلاق داد و گفت : او بر من حرامست ( 1 ) . در اين باره به عمر بن خطّاب ، نامه نوشتند . متن نامه به دست نيامده است . عمر در پاسخ آن نوشت : آيا اين مرد گمان مىكند كه گفتهء او : « اين زن بر من حرامست » ، از دو بار طلاق گفتن او ، آسان‌تر است ؟ ! آنگاه كه اين نوشتهء من به دست شما رسد ، آن دو را از يكديگر جدا كنيد . 1 . متن « هى عليه حرج » ، ابن اثير مىنويسد : « أحرجها بتطليقة : أى حرّمها » يعنى با طلاق گفتن ، زن را بر خود حرام ساخت ( النّهاية 1 / 361 ) . - م .