محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
567
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 365 / 1 پيمانهايى به هنگام گشودن مصر الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 49 / الف ؛ الأموال ، ابو عبيد ، ش 385 . ابو عبيد . . . گفت : از پيرى كهنسال پرسيدم : آيا مصريان پيمانى داشتهاند ؟ ! گفت : آرى . گفتم : آيا پيماننامه نيز داشتهاند ؟ گفت : آرى ، نوشتهاى نزد طلما فرمانرواى إخنا و نيز نوشتهاى نزد فلان و فلان كس بود . گفتم : پيمانشان چگونه بود ؟ گفت : دو دينار گزيت و ( تأمين ) خوراك مسلمانان . پرسيدم : آيا از شروط مصريان آگاهى دارى ؟ گفت : آرى ، شش شرط بود : از سرزمينشان بيرون رانده نشوند ؛ زنان و فرزندانشان را نهراسانند ، به اندوختهها و زمينهايشان آسيبى نرسد ، و بر مقدار گزيت و بدهى ايشان نيفزايند . . . . آنها شش شرط بود ، از آن جمله اينكه : چيزى از زمينشان را نگيرند ؛ بر بدهى ايشان نيفزايند ، كارى بيرون از حدّ توانشان ، از آنان نخواهند ، به زنان و فرزندانشان دستدرازى نشود و مسلمانان ، با دشمنان ايشان پيكار كنند . ابو عبيد گفته است : گزارشها دربارهء پيمان مردم مصر ، گونهگون است . من بر آنم كه هر دو كار ، روى داده و هر دو گزارش درست است . زيرا كه مصر ، دو بار گشوده شده است . بار نخست ، با صلح بود . سپس روميان بر ايشان چيره گشتند و بار دوم ، با پيكار گشوده شد . ( 2 ) 365 / 2 نامهء عمرو بن عاص ، پيرامون گشودن اسكندريه براى بار دوم الأموال ، ابو عبيد ، ش 387 ؛ الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 49 / ب . مقوقس فرمانرواى مصر ، با عمرو بن عاص صلح كرده بود . هراكليوس از آن كار خرسند نبود . از اين رو ، سپاهيان روم را گسيل كرد و اسكندريه را گرفتند و به عمرو بن عاص اعلام كارزار كردند . وى با ايشان پيكار كرد و به عمر بن خطاب نوشت : امّا بعد ، خداوند - كه پاك و والاست - اسكندريه را با پيكار و فشار و بىپيمان و قرارداد ، گشود .