محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

53

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

مىداند و هم كسى كه با نوشتن به خوبى آشنا نيست ، چيزى ننويسند . به هر روى شيخ طوسى در اين باره ، نظرى قطعى و آشكار ، به دست نمىدهد « 141 » . علّامه طباطبايى از آيهء بالا ، بدين گونه استنباط مىكند كه اى پيامبر « عادت تو چنين نبوده كه قبل از اين ، كتابى بخوانى ، و يا بنويسى . . . خلاصه تو ، نه مسلّط بر خواندن بودى و نه مسلّط بر نوشتن ، چون امى و بىسواد بودى . و اگر غير اين و بر خواندن و نوشتن مسلّط بودى ، مبطلان كه همواره مىخواهند حق را باطل معرفى كنند » « 142 » ، قرآن را كلام خدا نمىدانستند . ناگفته پيداست كه بيان علّامه طباطبايى در اينجا بيانى روشن نيست . زيرا مسلّط بر امرى نبودن ، به معنى بيگانه بودن با آن نيست . مفهوم مخالف اين سخن اين است كه پيامبر خدا ( ص ) ، خواندن و نوشتن را به خوبى نمىدانسته ، نه آنكه از بن ، با آن بيگانه بوده است . علّامه در پى بىآن ، مىافزايد : « چون امى و بىسواد بودى » . آيا واژهء « بىسواد » ، با « مسلّط نبودن بر خواندن و نوشتن » ، يكسان است ؟ ! از اين رو بايد گفت كه علامه نيز در اين باره ، چون سيد مرتضى و شيخ طوسى ، متوقف و دو دل است . بنياد اظهار نظرهاى ياد شده ، آيات زير و چند روايت و حديث است . « وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ « 143 » ، « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ . » « 144 » ، « قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ » « 145 » ( چنانچه خدا مىخواست ، من قرآن را بر شما نمىخواندم ، خداوند نيز شما را از آن ، آگاه نمىساخت . پيش از فرود آمدن قرآن ، نيز من زمانى ( 40 سال ) ميان شما زندگى كرده‌ام ؛ پس چرا خردمندانه نمىانديشيد ! ) . هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ » « 146 » ( اوست خداوندى كه در ميان مردمى كه خواندن و نوشتن نمىدانستند « 147 » ، پيامبرى از خود ايشان بر انگيخت ، اين پيامبر ( با آنكه امّى بود ) آيات خدا را براى آنان مىخواند ، آنان را ( از باورهاى شرك‌آلود ) پاك مىگردانيد ، قرآن و راههاى دين خدا را به آنان

--> ( 141 ) . التبيان فى تفسير القرآن 8 / 216 . ( 142 ) . تفسير الميزان ، ترجمهء سيّد محمّد باقر موسوى 16 / 219 . ( 143 ) . عنكبوت / 48 . ( تو پيش از فرود آمدن قرآن ، هيچ نوشته‌اى نمىخواندى ، و نيز نوشته‌اى را به دست خود ، نمىنوشتى . ( اگر چنين مىكردى ) ، بىگمان باطل‌گرايان ( دربارهء قرآن ) گمانمند مىشدند ) . ( 144 ) . شورى / 52 . ( همچنين ما قرآن را كه دلها بدان زنده مىگردد ، به وحى بر تو فرو فرستاديم . ( پيش از آن ) با هيچ‌يك از كتاب ( قرآن ) و ايمان ( شرايع ) ، آشنا نبودى ) . ( 145 ) . يونس / 16 . ( 146 ) . جمعه / 2 . ( 147 ) . تفسير القرآن الكريم ، سيد عبد اللّه شبّر ص 51 ( بقره 78 ) و 516 ( جمعه 2 ) .