محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

558

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 357 / 11 ، 12 نامهء يزيد از بستر مرگ و به فرمانروايى برگزيدن معاويه در جاى خويش الأزدى ( دو نسخهء خطّى پاريس ) ورق 82 / الف ( 147 / ب - 148 / الف ) . يزيد بن ابو سفيان رفت تا در دمشق فرود آمد . وى تنها يك سال در آنجا به سر برد و جان سپرد - خدايش بيامرزاد . چون مرگ يزيد نزديك گشت ، به عمر نوشت : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر امّا بعد ، من اين نامه را زمانى به تو مىنويسم كه به گمان خويش در نخستين روز از آن جهان و آخرين روز از اين جهان به سر مىبرم . آفريدگار جهان ، از سوى ما و همهء مسلمانان به تو پاداش نيك دهاد ؛ و بهشت خود را جايگاه ما و تو گرداناد . از اين رو ، هركس را كه مىپسندى براى فرمانروايى شام روانه كن ؛ ولى من ، معاوية بن ابو سفيان را بر اين مردم ، جانشين خويش ساخته‌ام . چون نامهء يزيد به دست عمر رسيد ، سخت بىتاب گشت و فرمان حكمرانى معاويه را براى شام نوشت و مدت چهار سال او را در سمت فرمانروايى آن مرز و بوم نگاه داشت . هنوز معاويه بر شام فرمان مىراند كه عمر چشم از اين جهان فرو بست . ( 2 ) 358 پيمان با مردم لدّ طب ، ص 2406 - 2407 . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، زنهار نامه‌اى است كه بندهء خدا عمر ، امير مؤمنان به مردم لدّ و به همهء فلسطينيانى كه با ايشانند ، داده است : وى به جانها ، داراييها ، پرستشگاهها و صليبهاى آنان ، به بيماران و تندرستان و ديگر مردم ايشان ، پناه داده است كه : كنشتهاى آنان مسكونى و يا ويران نگردد ؛ از آنها چيزى كاسته نشود ( 1 ) ؛ و به هيچ كس از ايشان زيانى نرسد . مردم لدّ و فلسطينيانى كه با ايشانند ، بايد همچون مردم شهرهاى شام ، سرگزيت بپردازند . چنانچه ايشان از ديار خويش بيرون روند ، برابر همهء آن شروط ( 2 ) ، با آنان رفتار خواهد شد .