محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
50
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
تكرار شده است ( ش 1 ) . به هر روى ، سبك اين نوشتهها و بافت جملههاى آنها ، آغاز و انجام جملهها ، داراى شيوهاى هماهنگ و در عين حال ، مستقل و ابداعى است . نوشتههايى از روزگار جاهليّت در دست نيست كه نامههاى پيامبر اسلام ( ص ) با آنها سنجيده شود و اندازهء اثرپذيرى اينها از سبك نوشتههاى آن روزگار ، معلوم گردد . گواينكه به علت پايين بودن فرهنگ در عربستان آن روز ، شمار كسانى كه با نوشتن آشنا بودهاند ، بسيار اندك بوده است « 120 » . بنابراين ، كار نوشتن در عربستان زمان جاهليت ، چندان رونقى نداشته است تا بتوان براى آن ، شيوه و سبكى در نظر گرفت و آنگاه نوشتههاى پيامبر اسلام ( ص ) را با آن ، سنجيد . ميان نوشتههاى پيامبر و سخنان مسجّعى كه اندك و بيش ، از كاهنان و سخنوران تازى پيش از اسلام ، سينه به سينه نقل شده و از اوايل قرن دوم هجرى به اين سوى ، در نوشتههاى اسلامى راه يافته است ، نيز همانندى و نزديكيى ديده نمىشود تا بتوان ميان سبك نوشتههاى پيامبر اسلام ( ص ) و اين سخنان موزون كاهنان ، پيوندى يافت . حتى سبك خطبههاى پيامبر ( ص ) نيز از سبك خطبههاى معمول عربستان آن روز و سخنان كاهنان و سخنپردازان عرب كه نمونههايى از آنها در متنهاى اسلامى نقل شده ، به راستى جدا و ناهماهنگ است . براى نمونه ، مىتوان متن خطبهء حجة الوداع ( ش 287 / ألف ) را با خطبهها و سخنان به جا مانده از سخنوران پيش از اسلام ، سنجيد « 121 » . اين خطبه ، با فصاحت و بلاغت ارزشمند و در عين حال ، به دور از آرايههاى تصنّعى لفظى ، آنگونه كه در خطبههاى آن زمان به كار مىرفته ، ايراد شده است « 122 » . پربارى ، استوارى و سادگى متن خطبهها و نوشتههاى پيامبر اسلام ( ص ) از آشكارترين ويژگيهاى سبكى گفتهها و نوشتههاى اوست . با در نظر گرفتن سبك نوشتههاى پيامبر اسلام ( ص ) و ويژگيهاى آن ، مىتوان نوشتههاى بر ساخته و منسوب به او را ، از نوشتههاى راستين وى ، بازشناخت و جدا كرد . اين خود يكى از ارزشمندترين نتيجههايى است كه از بررسى و كاويدن سبك نوشتههاى پيامبر ( ص ) ، به دست مىآيد . براى نمونه ، مىتوان نوشتههاى بر ساخته و منسوب به پيامبر ( ش 34 ، 96 ، 97 ) را با شمارههاى 11 ( پيمان صلح حديبيه ) ، 33 ، 94 ، سنجيد و نشانههاى نادرست بودن آنها را به گونهاى مستدلّ و خردپسند ، به دست آورد .
--> ( 120 ) . العقد الفريد ، ابن عبد ربّه 4 / 242 و 243 . تاريخ التّمدّن الإسلامى ، جرجى زيدان 1 / 253 . ( 121 ) براى نمونه ، قياس شود با خطبهء « قس بن ساعده » از قبيلهء إياد ، يكى از سخنوران نامدار عرب كه تا سال هفتم پيش از بعثت پيامبر اسلام ( ص ) زنده بوده است . پيامبر ( ص ) فرموده كه پيش از بعثت ، او را در بازار عكاظ ديده است : وى سوار بر شترى سرخ مو بوده و اين سخنان را براى مردم مىگفته است : « أيّها النّاس اسمعوا وعوا . من عاش مات ، و من مات فات ، و كلّ ما هو آت » . . . « آيات محكمات ، مطر و نبات ، و آباء و أمّهات ، ذاهب و آت . . . » ( البيان و التّبيين ، الجاحظ 1 / 309 - 308 ؛ الأعلام ، زركلى 6 / 39 ) . ( 122 ) . البيان و التّبيين ، همان 303 - 302 .