محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

535

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 353 / 19 نامهء عمرو بن عاص به ابو عبيده و بازگردانيدن داراييهاى مردم دمشق به آنان ، هنگام تخليهء شهر دمشق الأزدى ( دو نسخهء خطى پاريس ) ورق 45 / الف - 46 / الف ( 81 / الف - 82 / الف ) . ابو عبيده دو روز در دمشق ماند و به سويد بن كلثوم قرشىّ دستور داد تا گزيتى را كه براى زنهار دادن يا صلح از مردم آنجا ستانده بود ، به آنان بازگرداند . او نيز آنچه از آنان گرفته بود ، به ايشان بازپس داد و مسلمانان به مردم دمشق گفتند : ما بر همان پيمانى كه با شما بسته بوديم ، استواريم . به شما زنهار و پناه خواهيم داد و موضوع صلح خود را با شما نيز كامل خواهيم ساخت ( الأزدى ، ورق 45 / الف - ب ) . ايشان بدين گونه سرگرم رايزنى بودند : ( آيا در شام بمانند يا به جزيرة العرب بازگردند ) كه عبد اللّه بن عمرو عاص ، نامهء پدر خود به ابو عبيده را آورد : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر امّا بعد ، مردم ايليا و بسيارى از هم‌پيمانان اردنى ما ، پيمان خود با ما را گسسته و گفته‌اند : روميان با انبوه سپاهيان خويش به سوى شام مىآيند . شما نيز جايگاه خود را براى دشمنان رها كرده و از آنان روى گردانيده و بيرون آمده‌ايد . اين كار شما ، مردم شام را بر من و مسلمانان همراه من دلير ساخته است . ايشان بىگمان ، به يكديگر نامه نوشته و با هم پيمان بسته‌اند كه بر من بتازند . نظر خود را براى من بنويس . چنانچه سر آن دارى كه به سوى من بيايى ، كه تا آمدن تو در همين‌جا بمانم . و اگر مىخواهى به جايگاهى ديگر در شام يا در سرزمين ديگر به روى و من نيز به سوى تو آيم ، كه مرا از آهنگ خود آگاه ساز تا در آنجا به تو بپيوندم ، زيرا تو در هركجا باشى ، من نزد تو خواهم آمد . و گرنه ، نيرويى براى من بفرست تا به مدد آن بتوانم در برابر دشمن خود و براى نگهدارى آنچه كه بايد نگهدارم ، نيرومند گردم . زيرا كه ايشان ما را ناتوان پنداشته و بر ما شوريده و آمادهء كارزارها گشته‌اند . چنانچه ضعفى در ما ببينند و يا فرصتى به دست آرند ، در برابر ما خواهند ايستاد . درود بر تو .