محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

514

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 344 نامهء مرزبان مرو رود به أحنف بن قيس طبرى ص 2898 - 2900 . به فرمانده لشكرها : ما آفريدگارى را سپاس مىگوييم كه فرمانرواييها به دست اوست . هر سلطنتى را كه بخواهد از ميان مىبرد . هركس را بخواهد ، پس از خوارى بر مىكشد و هر كه را بخواهد ، از جايگاه و الا به زير مىآورد . گرويدن نياى من به اسلام و آن بزرگداشت و پايگاهى كه از پيامبر شما ديده مرا به پيمان و آشتى با تو واداشته است . از اين رو ، ما به شما خوش آمد مىگوييم و از ديدار شما خرسنديم . من شما را به برقرارى آشتى ميان ما و شما فرا مىخوانم . بر اين پايه كه من شصت هزار درهم خراج بپردازم و شما نيز ، زمينها و روستايى را كه شاه شاهان ، خسرو به پاداش كشتن مارى كه مردمان را مىخورد و راهها را بسته بود ، به نياى پدرم واگذارد ، با مردمان آنها ، به دست من سپارى ؛ از هيچ‌يك از كسان خاندان من ، هيچ‌گونه خراجى نستانيد و عنوان مرزبانى ، از خاندان ما به ديگرى سپرده نشود . اگر آنچه را كه ياد شد به من دهى ، من به سوى تو خواهم آمد . فرزند برادرم ماهك را براى دستيابى به اطمينان از سوى تو نسبت به آنچه كه خواسته‌ام ، نزد تو فرستادم . ( 2 ) 345 طب مأخذ پيشين . أحنف به وى نوشت : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از صخر بن قيس ، فرمانده سپاه ، به باذان مرزبان مرو رود و سواران دلاور و ايرانيان همراه وى : درود بر كسى كه پيرو راستى گردد ، به اسلام بگرود و از بديها بپرهيزد . امّا بعد : پسر برادر تو ماهك نزد من آمد و تا آنجا كه توانست ، از نيكخواهى تو سخن گفت و پيامت را رسانيد . من پيام تو را به مسلمانان همراه خود ، گفتم . من و ايشان دربارهء خواستهء تو