محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
449
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
و كاهش بها ، به بالاترين بهاى پيشبينى شده به فروش مىرسد و بهاى او به مالك وى داده مىشود . ايشان مىتوانند هر جامهاى - به جز جامهء كارزار و جامهاى همانند جامهء مسلمانان - بر تن كنند . بر تن هر مردى از ايشان كه جامهاى از جامههاى پيكار ديده شود ، دربارهء انگيزهء پوشيدن آن ، از وى پرسش خواهند كرد . چنانچه پاسخى پذيرفتنى دهد ، بر وى باكى نخواهد بود ؛ و گرنه ، به اندازهء گناه جامهاى كه بر تن كرده است ، كيفر خواهد ديد . با ايشان پيمان نهادم كه سرگزيت تعيين شده را گرد آورند و به وسيلهء كارگران خود ، به انبار دارايى مسلمانان ببرند . اگر كسى از مسلمانان را به يارى بخواهند ، وى را به ايشان خواهند داد و هزينهء مددكار ، از انبار دارايى مسلمانان پرداخت خواهد گشت . 1 . إياس بن قبيصه طايى پس از نعمان بن منذر ، كارگزار خسرو انوشيروان و خسرو پرويز ، در حيره بود ( أنساب الخيل ، ابن الكلبى ص 96 ( به نقل مصحح كتاب از بلاذرى و ياقوت ) ؛ نيز بنگريد : طبرى 4 / 2017 ) . - م . ( 1 ) ( 292 - 292 / الف ) پيمان خالد با مردم بانقيا و باروسما و ألّيس فتوح أزدى ( خطّى پاريس ) ورق 19 / ب ؛ طبرى ص 2016 - 2017 . « . . . سپس خالد ، جرير بن عبد اللّه بجلى را به سوى مردم بانقيا گسيل كرد . بصبص بن صلوبا نزد ايشان آمد و از آن پيكار ، پوزش خواست . . . آنان با يك هزار درهم و يك طيلسان با وى صلح كردند و جرير ، نوشتهاى به ايشان داد . متن نوشته ، به دست نيامده است . ( گويا متن زير ، تأييد نامهاى است از سوى فرمانده بالادست ، براى نوشتهاى كه فرمانده زير دست ، براى مردم بانقيا نوشته بوده است . نيز گويا متن پيمان نامهء همهء اين روستاها ، يكسان بوده است . آنچه كه در پيمان نامهء 293 زير ، براى بانقيا و بسما ياد شده ، چنين است : نخست ، بصبص بن صلوبا ، پيمان صلح بسته و سپس پدر وى صلوبا بن نسطونا ، آن را تصديق كرده است ) . خالد به آهنگ عراق پيش رفت تا در روستاهايى از سواد به نامهاى : بانقيا ، باروسما و ألّيس فرود آمد و مردمان آن روستاها ، با وى از در آشتى در آمدند . كسى كه از سوى روستاهاى ياد شده ، با خالد