محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
432
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
13 . توبه / 36 . - م . 14 . چون قبيلهء مضر ، ماه رجب را بسيار گرامى مىداشتند و در آن ماه از جنگ و خونريزى ، دورى مىجستند ، اين ماه را به آن قبيله نسبت داده و گفتهاند ، رجب مضر . اين قيد كه ماه رجب ميان جمادى و شعبان قرار دارد ، از آن رو است كه قبيلهء ربيعه ، ماه رمضان را ماه حرام مىشمردند و آن را رجب مىناميدند . براى جلوگيرى از تغيير زمان ماه رجب به وسيلهء ربيعه ، و از ميان بردن عمل نسىء ، پيامبر اسلام ( ص ) در خطبهء بازپسين حجّ خويش ، اين سخنان را با تأكيد بيان نمود ( لسان 1 / 411 . بنگريد : ابن هشام ، 4 / 251 « پانوشت 1 » ) . - م . 15 . متن « العضل » : زندانى ساختن و سخت گرفتن . مرد تازى براى آنكه زنش ، مال يا كابين خود را به شوهر خود ببخشد ، وى را در خانه زندانى مىكرد يا آزارش مىداد . در آيهء 19 سورهء نساء ، خداوند ، مؤمنان را از پرداختن به چنين كارهايى ، بازداشته است ، ولى در همان آيه آمده است : چنانچه كارهاى ناروايى از زنى سر زند ، شوهر وى مىتواند ، نسبت به وى سختگيرى ، يا كارهايى همانند آن ، در پيش گيرد ( جوامع الجامع 1 / 244 ) . - م . 16 . سورهء نساء / 34 . نيز بنگريد : تبيان 3 / 191 . - م . 17 . عوان : جمع عانية به معنى اسير و گرفتار است ( الصّحاح ، جوهرى ) . - م . 18 . كلمه به معنى كلام و جمله نيز آمده است ، چنان كه گويند : كلمهء لا إله إلّا اللّه . شايد منظور از كلمهء خدا در اينجا ، آيهء 3 از سورهء نساء است كه در آن ، خداوند ، مؤمنان را به برگزيدن همسر فرمان داده است ؛ و يا جملههاى ( عقود ) كه به هنگام پيوند زناشويى به كار مىروند ، مورد نظر پيامبر ( ص ) بوده است . - م . 19 . سورهء حجرات / 10 ؛ كشّاف 4 / 366 . - م . 20 . اين گفته ، با نظر فقهاى شيعه ، هماهنگى ندارد . شيخ طوسى مىنويسد : « يصحّ الوصيّة للوارث مثل الابن و الابوين و غيرهم ، و خالف جميع الفقهاء فى ذلك و قالوا : لا وصيّة للوارث . دليلنا : إجماع الفرقة و أخبارهم ؛ و أيضا قوله تعالى « كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ » ( بقره / 180 ) . ( الخلاف 2 / 77 ) . طبرسى مىنويسد : آيهء وصيت براى وارث ، منسوخ نگشته و نيز ميان اين آيه و آيهء مواريث ، ناهماهنگى وجود ندارد ؛ و در صورتى كه محتواى خبر « لا وصيّة لوارث » از هر نارسايى و قدحى به دور باشد ، بازهم مفيد معناى ظنّ خواهد بود و شايسته نيست حكم آيهاى كه مفيد يقين است ، به وسيلهء خبرى كه از گمان بارور است ، از ميان برود . نظر شاگرد طبرسى قطب الدّين راوندى نيز در اين باره با نظر وى يكسان است جز اينكه قطب الدين مىگويد در صورتى كه اين خبر را بپذيريم ، مىتوانيم آن را بدين معنى بدانيم كه « لا وصيّة لوارث فيما زاد على الثّلث » يعنى در بيش از يك سوم مال ، نمىتوان براى وارث وصيت كرد ( مجمع البيان 1 / 267 ؛ فقه القرآن 2 / 200 ) . - م . ( 21 و 22 ) . در سخنى ديگر از پيامبر ( ص ) به جاى « و للعاهر الحجر » ( متن ) ، « و له التّراب » آمده است ؛ يعنى بهرهء زناكار از فرزند ، خاك است يعنى هيچگونه حقّى به فرزند ندارد ( لسان 4 / 612 و 613 ، 6 / 327 . نيز بنگريد : الفائق 3 / 413 ) . مؤلف در واژهنامهء كتاب در توضيح اين جمله پيامبر ( ص ) گفته است : يعنى زناكار را بايد سنگسار كرد . ( واژهنامه ص 452 ) . - م . ( 23 و 24 ) . الصّرف : توبه يعنى بازگردانيدن روان از بدى به نيكى . العدل : اين كلمه در اينجا از معنى معادله گرفته شده است يعنى فديه و سربها ( الفائق 2 / 294 ) . در سخن ديگرى از پيامبر اسلام ( ص ) دربارهء شهر مدينه - آمده است : من أحدث فيها حدثا ، أو آوى محدثا فعليه لعنة اللّه إلى يوم القيامة ، لا يقبل منه صرف و لا عدل ( معانى الاخبار ، 244 - 45 ؛ الفائق همان . مصحح البيان و التّبيين جاحظ ، در پانوشت ج 2 / 33 ، در توضيح جملهء بالا مىنويسد : يعنى هيچ چيز از وى پذيرفته نخواهد شد . كلمهء عدل در اصل بدان معنى است كه مردى را به كيفر كشتن مردى ديگر بكشند ؛ و صرف يعنى روى آوردن از خون ، به خونبها . - م . 25 . در اينجا خلاصهاى از نابرابريهاى ديگر حجة الوداع با روايت متن را با ذكر مآخذ آنها مىآوريم : . . . و حتّى جامى آب كه مسلمانى ، با بد خواهى ، به مسلمان ديگر دهد . شما را آگاه خواهم ساخت كه مسلمان كيست ؛ مسلمان كسى است كه مردم از زبان و دست وى ، بىآسيب و آسوده مانند ؛ و مؤمن كسى است كه ديگران او را بر داراييها و جانهاى خويش ، امين شمرند ؛ و مهاجر كسى را گويند كه از لغزشها و گناهان ، دورى گزيند و مجاهد آن است كه در راه فرمانبرى از خدا ، با نفس خويش ، پيكار كند ( از روايت البزّاز و طبرانى ) .