محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

426

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 286 نيز فرمانى از أبو بكر طبرى 2015 . [ أبو بكر ] . . . دربارهء زنى كه هجو نامهء مسلمانان را به آواز خوانده بود ، نوشت : اما بعد : به من گفته‌اند كه تو دست زنى را كه هجو نامهء مسلمانان را به آواز خوانده بود ، بريده و دندانهاى پيشين وى را بر كنده‌اى . چنانچه وى خود را مسلمان مىنامد ، كه كيفر وى تعزير و تنبيه است ، نه بريدن اندام ؛ نيز اگر زن نامسلمانى است كه در پناه اسلام به سر مىبرد ، آنچه كه تو از آن چشم پوشيده‌اى ، گناهى بزرگتر از دوگانه‌پرستى ( شرك ) است . اگر من به تو چنين دستورى داده بودم ، به كارى ناپسند دست زده بودم . خواستار آسايش مردم باش . از بريدن اندام كسان ، جز آنگاه كه قصاصى در ميان باشد ، بپرهيز ؛ زيرا كه آن ، خود ، گناه است و نيز انگيزهء تنفّر مردم خواهد بود . ( 2 ) 287 نيز فرمانى از ابو بكر طبرى 1999 - 2008 . پيامبر خدا ( ص ) درگذشت . در آن هنگام ، زياد بن لبيد بياضىّ در حضرموت ، عكّاشة بن محصن در السّكاسك و السّكوك ، و مهاجر در ميان مردم كنده ، كارگزاران و نمايندگان وى در شهرهاى حضرموت بودند . . . أبو بكر براى مهاجر و مغيرة بن شعبه ، فرمانى نوشت : چنانچه تا رسيدن اين فرمان من ، به پيروزى دست نيافته‌ايد ، در صورتى كه با پيكار و به كار گرفتن نيرو ، بر ايشان چيره گشتيد ، جنگاوران را از دم تيغ بگذرانيد و زنان و فرزندان را اسير گيريد ؛ مگر آنكه به فرمان من ، گردن نهند . اگر پيش از رسيدن فرمان من ، به صلحى دست زده‌ايد ، بايد ايشان را از جايگاههايشان بيرون رانيد ؛ زيرا كه من خوش ندارم كسانى را كه به چنان كارهايى روى مىآورند ، در جايگاهها و سرزمينشان به جاى گذارم ؛ تا بدانند كه به راستى بد كرده‌اند و بايد كيفر پاره‌اى از كرده‌هاى بد خويش را ببينند .