محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

420

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

كه مردم به روى گرد آيند ، ما نيز به وى روى خواهيم آورد . . . مردم دو گروه گشتند : گروهى بر دين اسلام استوار ماندند . . . و دسته‌اى سركشى كردند و از پرداخت زكات سرباز زدند . . . سپس آنان بر زياد شوريدند و او را از سرزمين خويش بيرون راندند و بر آن شدند كه وى را بكشند . ( راوى ) گويد : زياد براى فرا خواندن مردم به فرمانبرى ، نزد هر قبيله‌اى از قبايل كنده مىرفت ، پاسخى ناخوش آيند مىشنيد . چون كار را چنين ديد ، به سوى مدينه رفت . . . . پس از آن زياد همراه چهار هزار تن از مهاجران و انصار ، از مدينه به آهنگ حضرموت بيرون رفت . . . وى به سوى يكى از قبايل كنده به نام بنو هند ، رهسپار گشت و آنان را محاصره كرد و با ايشان به پيكار پرداخت و آنان را شكست داد . سپس به سوى قبيله‌اى ديگر از كنده به نام بنى العاتك روانه گشت و آنان را نيز از پاى درآورد . . . پس از آن به آهنگ پيكار با قبيله‌اى ديگر از قبايل كنده به نام بنو حجر به راه افتاد . . . و دويست تن از ايشان را كشت . . . و بقيه از صحنهء كارزار گريختند . . . آنگاه زياد بن لبيد ، به سوى قبيله‌اى ديگر از كنده به نام بنى جمر رفت و آنان را نيز از پاى در آورد . أشعث بن قيس از پيكارها و پيشرفتهاى زياد بن لبيد آگاه گشت . . . وى در نزديكى يكى از شهرهاى حضرموت به نام يريم ، با زياد رو به رو گشت . در آنجا زمانى پيكار كردند و زياد و سپاهيانش به سختى شكست خوردند و به درون آن شهر در آمدند . . . اشعث بن قيس و يارانش در كنار شهر يريم فرود آمدند و زياد و مسلمانان همراه وى را سخت در حصار گرفتند . ( راوى ) گويد : زياد بن لبيد ، نامه‌اى [ 283 / 12 ] به مهاجر بن أميّه مخزومى نوشت و در پيكار با اشعث ، از وى يارى خواست . متن نامه در دست نيست . چون خبر گرفتار آمدن زياد به مهاجر بن اميّه رسيد ، به سوى وى رهسپار گشت . . . اشعث از آمدن وى آگاهى يافت و به ياران خويش دستور داد تا از دروازهء شهر يريم ، دور گردند . مهاجر بن اميّه با يك هزار سوار ، به درون شهر آمد و به زياد پيوست . اشعث بازگشت و بر دروازهء شهر اردو زد . وى به همهء قبايل كنده پيام فرستاد . . . و به دنبال اين پيام ، مردمى بسيار ، به وى پيوستند ، . . . و زياد و مهاجر بن اميّه و همراهان آن دو را محاصره كردند و كار را بر آنان ، دشوار ساختند . زياد بن لبيد ، نامه‌اى به أبو بكر نوشت [ 283 / 13 ] متن نامه در دست نيست . هنگامى كه نامهء زياد دربارهء رفتار مردم كنده و گرد هم آمدنشان براى كارزار با مسلمانان ، به دست أبو بكر رسيد ، وى و مسلمانان ، از اين رويداد ، اندوهگين گشتند . أبو بكر ، جز آن چاره نديد كه نامه‌اى به اشعث بنويسد و به خواست وى ، تن در دهد . پس أبو بكر به وى نوشت :