محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
398
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
كسى را نيز نزد مردان بنى تميم و قيس گسيل كرد تا به يارى الأبناء بشتابند ( - 252 ) . اين مردم برابر فرمان پيامبر ( ص ) رفتار كردند و به دنبال آن ، أسود در زمان حيات پيامبر اسلام ، يك روز يا يك شب پيش از فرا رسيدن رحلت آن حضرت ، كشته شد . اين ، سخن طبرى است . ولى الأكوع الحوالى در الوثائق السّياسيّة اليمنيّة ص 134 ، به نقل از تاريخ خطّى ناشناخته مىآورد : زبير بن نعمان صنعانى از بسيارى از كسانى كه ديده است ، ياد مىكند هنگامى كه نمايندگان الأبناء ، سر أسود كذّاب را نزد پيمبر آوردند ، او براى آنان نوشت ( - 252 / الف ) : ( 1 ) به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، نوشتهاى است از محمّد بن عبد اللّه پيامبر ، براى كسانى از پارسيان و حميريان كه اسلام آورده ، نماز گزارده و زكات دادهاند و با مشركان پيكار كرده و از آنان كناره گرفته و يك پنجم دست آوردهء جنگى خود را پرداختهاند . بىگمان ، دارايى و جان چنين كسانى ، در زنهار خدا و پيامبر او محمّد است . اين نامه را مغيره نوشت . ( مقابله كنيد : الإصابة ، ابن حجر ، در ترجمهء زرعة بن عريب ) سپس الأكوع الحوالى به نقل از : صفة جزيرة العرب ص 242 ، تاريخ الخزرجى ، قرّة العيون و تاريخ ناشناخته ، مطلب زير را افزوده است : « الرّحبه را به نام صاحب آن ، رحبة بن الغوث بن سعد بن عوف ، ناميدهاند . پيامبر خدا ، آن را براى استفادهء باربران و كارگران و سپس شاءة ( كذا ) نهاد ( كه ظاهرا مراد گذريان است . - م ) » . نيز روايت شده است كه پيامبر مردم را ، از بريدن درختان خاردار آن ، بازداشته است . . . در روزگار فرمانروايى امير على بن ربيع بن عبد اللّه بن عبد المدان حارثى از سوى سفّاح و منصور بر يمن در سال 150 ، ميان مردم صنعاء و الأبناء ، ستيزى روى داد . الأبناء ، ابراهيم بن فراس و مردم صنعاء ، عمر بن ثمامه را وكيل خويش ساختند . ابراهيم بن فراس ، نامهء پيامبر را كه براى الأبناء نوشته بود ، نشان داد . . . طليحه ، مسيلمه و همانندان ايشان ، بر پيامبرى خويش پاى مىفشردند ؛ و رنج بيمارى ، پيامبر را ( ص ) از فرمان خدا و دين او بازنمىداشت . از اين رو پيامبر ( ص ) ( 1 ) و بر بن يحنّس را به سوى / 1 . فيروز ( - 253 ) 2 . جشيش ديلمى ( 7 ) ( - 254 ) 3 . دادويه اصطخرى ( - 255 ) ( 2 ) جرير بن عبد اللّه را به سوى / 4 . ذى الكلاع سميفع ( 8 ) ( - 256 ) 5 . حوشب ذى ظليم ( 9 ) ( - 257 )