محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

35

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

ابو جعفر نحّاس گويد : اجماع صحابهء پيامبر ( ص ) ، پشتوانهء درستى اين نظر است « 48 » . مسلمانان در نامه‌نگاريهاى خود ، همواره بدين شيوه رفتار مىكردند تا آنكه وليد بن عبد الملك يكى از خلفاى اموى ، اين رسم را دگرگون ساخت . او دستور داد در نامه‌هايى كه ديگران به وى مىنوشتند ، نام او را پيش از نام خود بياورند « 49 » . با توجه به رفتارها و گفتارهاى پيامبر اسلام ( ص ) كه همواره مسلمانان را از روى آوردن به رفتارهايى كه گونه‌اى خود بزرگ بينى در آنها ديده شود ، بازمىداشته ، نيز بارها تأكيد داشته است كه مسلمانان در كارهاى خود ، نبايد از ملّتهاى غير مسلمان همچون ايرانيان و روميان پيروى كنند ، از اين رو نمىتوان پذيرفت كه پيامبر رفتارهاى همراهان خود را كه در جهت خلاف سنت وى بوده ، ناديده مىگرفته يا حتّى تأييد مىكرده است . ترمذى و ديگر گردآورندگان احاديث پيامبر ( ص ) ، سخنان زيرين و مانند آنها را از پيامبر ( ص ) آورده‌اند : « ليس منّا من تشبّه بغيرنا . » « 50 » ، « من تشبّه بقوم فهو منهم » « 51 » . پس بر اين بنياد بايد گفت : نظر ابن عبد ربّه و هم‌باوران او ، به واقعيتّ تاريخى نزديكتر است . قلقشندى به نقل از گروهى مىنويسد : آوردن نام گيرندهء نامه ، پيش از نام فرستندهء آن ، تقليدى است از روش نامه‌نگارى پادشاهان ايران . نيز هم او مىنويسد : ميمون بن مهران گويد : ايرانيان در نامه‌نگارى به پادشاهان خود ، نام پادشاهان را پيش از نام خود مىآوردند « 52 » . شايد عمل نجاشى فرمانرواى حبشه ، مقوقس « 53 » استاندار اسكندريّهء مصر و برخى ديگر از كارگزاران دولتهاى روم و ايران كه در نامه‌هاى خود به پيامبر اسلام ( ص ) ، نام خود را پس از نام پيامبر آورده‌اند ، به سبب پيروى از شيوهء رايج نامه‌نگارى در كشورهاى خود آنان بوده است . دربارهء شمارى از نامه‌هاى ديگر ، همچون نامهء خالد بن وليد به پيامبر « 54 » كه در آن ، نام پيامبر ( ص ) پيش از نام خالد آمده است ، مىتوان آنها را از تصرّفهاى تقليدگونهء نسخه‌برداران نامه‌ها ، پس از زمان پيامبر ( ص ) دانست . پس از نام گيرندهء نامه ، متن نامه مىآمد ، ولى از روزگار حكومت معاويه به بعد ، چنان رسم شد كه پيش از متن اصلى نامه ، جمله‌اى دعايى نيز بياورند . وى آنگاه كه با على بن ابى طالب ( ع ) بر سر

--> ( 48 ) . صبح الأعشى ، همان ، 330 . ( 49 ) . العقد الفريد ، ابن عبد ربّه 4 / 156 . ( 50 ) الجامع الصحيح ، ترمذى 5 / 56 . ( 51 ) معجم الفاظ النبىّ ، أ . ى . و نسينك و ديگران 3 / 62 ( به نقل از سنن ابو داود ، لباس 4 ؛ احمد حنبل 2 / 50 ) . ( 52 ) صبح الأعشى ، 6 / 329 . ( 53 ) مجموعة الوثائق . . . ( ش 23 ، 50 ) . ( 54 ) مجموعة الوثائق السيّاسيّة ( شماره 79 ) .