محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
375
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ( 219 / الف ) نامهنگارى با أبو براء ملاعب الأسنّه السّهيلى 2 / 321 ؛ بع 630 . ابو براء عامر بن مالك بن جعفر ملاعب الأسنّه ، اسبى به پيامبر ( ص ) اهدا كرد و به وى نوشت : من گرفتار بيماريى گشتهام - به گمان من گفته است : كه به آن دمل گويند - از اين رو ، چيزى براى من بفرست كه با آن ، خود را درمان كنم . پيامبر ( ص ) ظرفى انگبين براى او فرستاد و به او دستور داد كه خود را با آن ، بهبود بخشد . پيمبر خدا هديهء او را به وى بازگردانيد و گفت : مرا از پذيرفتن بخشش كافران ، بازداشتهاند . ( 2 ) 220 به عامر بن طفيل عامرىّ ( از عامر بن صعصعه از بئر معونه ) به ص 648 - 649 ؛ المغازى ، واقدى ، ورق 80 / ب ص 347 از نسخهء چاپى ؛ تاريخ يعقوبى 2 / 75 - 76 ؛ المنتظم ، ابن جوزى 2 / 77 ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى 1 / 171 . مقابله كنيد : الجرح و التعديل ، ابو حاتم رازى 1 / 2 ش 1257 ؛ الاستبصار فى نسب الصّحابة من الأنصار ، موفّق الدّين ابن قدامه ، ص 36 ( آنجا كه گفته است : حرام بن ملحان بن خالد . . . نامهء پيامبر خدا ( ص ) را نزد عامر بن طفيل برد . هنگامى كه نامه را به وى داد ؛ بىآنكه به نامه بنگرد ، بر حرام يورش برد و نيزهاى به وى زد و او را از پاى در آورد ) . أبو براء عامر بن مالك بن جعفر ، ملاعب الأسنّة ، در مدينه نزد پيامبر خدا ( ص ) آمد . [ پيامبر او را به اسلام فرا خواند ] . وى به اسلام نگرويد ، ولى از آن ، دورى نيز نگزيد و گفت : اى محمد اگر مردانى از ياران خود را به سوى مردم نجد روانه مىكردى و ياران تو ايشان را به آيين اسلام فرا مىخواندند ، [ من اميد آن داشتم كه به آيين تو درآيند ] ( 1 ) . . . سپس پيامبر خدا چهل تن ( 2 ) از ياران خود را كه از برگزيدگان مسلمانان بودند ، با نامهاى روانه ساخت و منذر بن عمرو ساعدى را فرمانده آن گروه نمود . . . مسلمانان ، حرام بن ملحان را همراه مردانى از بنى عامر ، با نامهء پيامبر خدا ، نزد عامر ( 3 ) بن طفيل فرستادند . هنگامى كه حرام نزد ايشان رسيد ، نامهء پيامبر را نخواندند و عامر بن