محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
355
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 192 نيز نوشتهاى است همراه قطن بن حارثه ، براى ايشان ( 1 ) مآخذ روايت نخست : ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 34 ( ش 66 ) . مقابله كنيد : بعب ش 408 . بنگريد : كايتانى : 9 / 49 . مآخذ روايت دوم ابن عبد ربّه 1 / 134 - 35 ؛ عمخ ش 77 ( به نقل از هشام بن كلبى ) ؛ الزّرقانى 4 / 172 - 73 ، عمر موصلىّ ، ج 8 ورق 31 / الف . مقابله كنيد : لسان « بسط » ، « حمل » ، « همل » ؛ الاستيعاب ش 2305 ؛ الإمتاع ، مقريزى ( خطّى ) ص 1029 ؛ النّهاية ، ابن اثير ، « بسط » ( 2 ) روايت نخست : اين نوشتهاى است از محمّد پيامبر فرستادهء خدا ، براى بنى جناب و همپيمانان و ياران ايشان ، دربارهء گزاردن نماز و پرداخت زكات و پايبند بودن به ايمان و به كار بستن پيمان : ايشان بايد در برابر هر پنج شتر كه در بيابان مىچرند ، يك گوسفند تندرست بدهند . شترى كه خوار و بار ايشان را حمل مىكند ، زكات ندارد ( 2 ) . دربارهء زمينهايى كه با آب روان يا باران سيراب گردند ، شخصى امين ، مقرّرى تعيين مىكند و بيش از آن چيزى از ايشان نمىستانند . سعد بن عباده ، عبد اللّه بن أنيس و دحية بن خليفهء كلبى گواه گشتند . ( 3 ) روايت دوم : اين ، نوشتهاى است از سوى محمّد ، به تيرههاى بزرگ ( 3 ) قبيلهء كلب و همپيمانان ايشان و كسانى كه همراه قطن بن حارثه عليمى ، مجذوب اسلام گشتهاند ، كه ايشان با استوارى تمام بر پيمانى سخت نيرومند ، نماز را در وقت خود به جاى آرند و زكات را چنان كه بايد بپردازند . اين پيمان ، با حضور گواهانى از مسلمانان كه سعد بن عباده و عبد اللّه بن أنيس و دحية بن خليفهء كلبى از جملهء ايشانند ، بسته شد . اينان بايد در برابر هر پنجاه شتر كه با بچّهء خود در بيابان مىچرند يك شتر مادهء تندرست بدهند . شترى كه خواربار ايشان را حمل مىكند ، زكات ندارد . دربارهء زكات گوسفندان فربه ( 4 ) ، يك گوسفند كه دندانهاى پيشين آن روييده باشد ( 5 ) ، باردار يا شيرده ( 6 ) ، بدهند . از فراوردهء زمينى كه از آب چشمهاى كه در جوى روان است آبيارى گردد ، يك دهم بپردازند ؛ و از فراوردهء زمينى كه تنها از آب باران مشروب مىگردد ، با تعيين بهاى آن به وسيلهء شخصى امين ، نصف يك دهم ( يك بيستم ) زكات بدهند . افزون بر آنچه ياد شد ، پرداخت ديگرى برايشان معين نخواهد گشت . خداى تعالى و پيامبر