محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

342

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

و بدى ، در آنجا روا نيست . 5 . مردم قبيلهء ثقيف سزاوارترين مردمان به سرزمين وج‌ّاند . هيچ كس نبايد از آنجا گذر كند . هيچ‌يك از مسلمانان نبايد به قصد تصرّف سرزمين طائف ، بر آن گام نهد . اينان در سرزمين خود ، طائف و درّهء آن ، هر گونه ساختمان و جز آن را كه بخواهند مىتوانند بسازند . 6 . ايشان را براى پرداخت زكات ، نزد مأمور گردآورى زكات نخواهند برد . از آنان يك دهم دارايى نخواهند ستاند و ناخواسته به بذل مال و جان ، وادار نخواهند گشت . 7 . مردم ثقيف ، امّتى از مسلمانانند و به هر بخش از سرزمينهاى اسلامى كه بخواهند ، مىتوانند بروند . به هركجا كه مسلمانان گام نهند ، اينان نيز مىتوانند گام بنهند . 8 . اسير ثقيف ، از آن ايشان است و آنان نسبت به اسير خويش ، از همه كس سزاوارترند تا هر كارى كه خود بخواهند ، نسبت به وى در پيش گيرند . 9 . هر گونه بدهى كه از رهگذر گروگانى كه زمان آن فرا رسيده باشد ، به عهده داشته باشند ، در شمار رباست ( 3 ) و شخص بدهكار در نظر خدا ، بدهكار نيست . هر گونه بدهى كه از راه گروگان نسبت به بازار عكاظ به گردن دارند ، تنها اصل آن را پرداخت خواهند كرد . 10 . هر گونه بدهى نوشته‌شده‌اى كه هنگام پذيرفتن اسلام بر عهده داشته‌اند ، از آن ايشان است ( 4 ) . 11 . ثقيفيان هر گونه سپرده‌اى ، چه دارايى و چه جان ، نزد مردم داشته باشند و امانت‌گيرنده آن را از آن خود ساخته يا تباه كرده باشد ، هان بدانيد كه وى بايد سپرده را به سپارندهء آن بازگرداند . 12 . هر جان و مالى از ثقيف كه حاضر نبوده ، از همان زنهار و پناهى برخوردار است كه حاضران ايشان برخوردارند ؛ و اينان هر آنچه در ليّه ( 5 ) دارند ، از همان زنهارى برخوردار مىشود كه دارايى ايشان در وجّ ( وادى طائف ) برخوردار است . 13 . بىگمان ، هم‌پيمانان و سوداگران ثقيف ، در اين پيمان همانند ايشانند . 14 . اگر كسى به ثقيف سخنى زشت گويد ، يا ستمگرى بر آنان ستم كند ، بىشك ، دربارهء مال و جان ايشان به سخنان چنين كسى گوش فرا نخواهند داد و پيامبر خدا و مؤمنان ، ياور ايشان خواهند بود . 15 . هركس را كه ثقيفان نخواهند بر ايشان وارد شود ، نبايد به جايگاه ايشان گام نهد . 16 . و بازار خريدوفروش ، در آستانهء خانه‌هاست . 17 . هيچ كس جز از ايشان خود ، بر ايشان فرمان نخواهد راند . فرمانرواى بنى مالك ، از ايشان خود ، و فرمانرواى هم‌پيمانان نيز از آنان خود ، خواهد بود . 18 . نيمى ( 6 ) از انگورهاى قريش كه به دست ثقيف آبيارى گشته است ، از آن آبيار آن خواهد بود . 19 . هر اندازه بدهى كه بر گردن مردم ثقيف باشد ، ربا به آن تعلق نخواهد گرفت . اگر بتوانند ،