محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

323

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

رسول خدا بر بنياد نيك خواهى استوار خواهد بود . [ اين پيمان را ] على نوشت . 1 . نعيم پسر مسعود از بنى دهمان بود و آنان تيره‌اى از قبيلهء أشجع بودند . او پيامبر را ديده بود . وى بسيار سخن چين بود و هم او بود كه در جنگ خندق ، پيوند گروههاى هم پيمان دشمن را از هم گسست ( الاشتقاق ، 276 ؛ جمهره 250 ) . - م . 2 . يعنى براى هميشه . نيز بنگريد : واژه‌نامه « صوف » . - م . ( 1 ) 163 اقطاعى براى بلال ( 1 ) پسر حارث مزنىّ بيو ، ص 35 ؛ عمخ ش 22 ؛ معجم البلدان ، ياقوت « قبليّة » ( از طبرانى ) ؛ الماوردى ص 342 ؛ كنز العمّال ج 2 ش 3982 ، 4026 - 27 ، 4033 ؛ بحن ش 2786 ؛ إمتاع ، مقريزى ( خطّى ) ص 1041 ؛ الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 100 / الف ، 124 / ب ؛ المستدرك ، الحاكم 3 / 517 . مقابله كنيد : الموطأ ، مالك 17 / 3 ، بع ش 863 - 866 محشّى كتاب الأموال ابو عبيد ، به البزّاز نيز ارجاع داده است . بلا ، ص 13 ؛ بد 19 / 36 ، بلاذرى پنج روايت نزديك در معنى آورده است ؛ بث واژه‌هاى : « جلس » ، « غور » ؛ وفاء الوفاء ، سمهودى 2 / 359 ( چاپ جديد ص 1040 - 1042 ) . از ابن شبّه روايت است كه ( فرمان اقطاع پيامبر را كه بر پوست درخت خرما نوشته شده بود ، نزد عمر بن عبد العزيز آوردند ) . به راستى كه پيامبر خدا ( ص ) معادن القبليّه ( 2 ) را - كه همان ناحيهء الفرع ( 3 ) است - به بلال بن حارث مزنى ، اقطاع داده است . از اين معادن تا به امروز زكات نمىستانند ( 4 ) : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، نوشتهء آن چيزى است كه محمّد فرستادهء خدا به بلال بن حارث مزنى داده است : معادن القبليّه را ، جلسىّ و غورىّ ( 5 ) آن را و آنجايى از قدس ( 6 ) را كه در خور كشت باشد ، به وى داده است ؛ ولى او حقّ هيچ مسلمانى را به وى نداده است . [ اين فرمان را ] أبيّ بن كعب نوشت . 1 . بلال بن حارث از بنى مازن بود . وى همان كس است كه پيامبر اسلام ( ص ) معادن قبليّه را به وى اقطاع كرد ( الاشتقاق ، ص 182 ؛ جمهره ، ص 201 ) . - م . 2 . قبليّه : سرزمين معروفى است در حجاز ، در ناحيهء فرع ( ابو عبيد ، ش 863 ) . - م .